توانا بود هر که دانا بود
تا کنون اندیشمندان و پژوهشگران فراوانی در مورد علتهای توسعه نیافتگی و پیشرفت نکردن ایران از دیدگاههای گوناگون نظرها و تفسیرهای گوناگون مطرح کردهاند.
اگر توسعه را فرآیند دگرگونی بنیادین باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به منظور آفریدن و سازگار شدن با تواناییهای جدید و بالا بردن سطح کمّی و کیفی تواناییهای آموزشی، اقتصادی، سیاسی و ... بدانیم. رسیدن به چنین جایگاهی، پیش و بیش از همه نیازمند گوناگونی فرهنگی و ارزشی جوامع میباشد.
مطالعات و تجربههای بینالمللی همگی بیانکننده و تاییدکنندهی این نکته است که توسعهی پایدار و همهجانبه الزاماً از بستر نیروی انسانی میگذرد. پیششرط پیروزی، ماندگاری و تداوم هرگونه توسعه و پیشرفتی سرمایهگذاری در توسعهی انسانی به منزله پایه و هستهی اصلی و محوری آن میباشد.
به بیان امروزی، دانش و دانایی، پایه اصلی توسعه و نظام آموزشی گذرگاه رسیدن به دانایی به شمار میآید. با توجه به شتاب تحولات جهان در چند دههی اخیر، اینک جامعه جهانی در حال ورود به مرحلهی جدیدی از توسعه موسوم به «جامعه دانش» و «اقتصاد مبتنی بر دانش» و در یک کلمه توسعهی داناییمحور میباشد. از آنجائیکه در دنیای معاصر، نهاد آموزش و پرورش مسئولیت تربیت نیروی انسانی در جامعه را به عهده دارد توجه اندیشمندان، پژوهشگران، برنامهریزان و دولتها به آن بیش از گذشته جلب شده است. حلقه گم شده عقبماندگی ایران توجه نکردن به نقش آگاهی مبتنی بر خِرَد خودبنیاد، مدارس و دانشگاهها در توسعهی علمی و بالا بردن سطح آگاهی است.
توجه نکردن به نقش اساسی آموزش و پرورش در توسعهی دانایی محور نزد روشنفکران، پژوهشگران و به ویژه دولتمردان در صد سال اخیر آشکارا مشاهده میشود. یکی از مظاهر کمتوجهی به جایگاه و نقش آموزش و پرورش در فرآیند توسعه سهم بسیار پایین آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی است که بر اساس آخرین گزارشهای رسمی به 11/5 درصد میرسد. این سهم با استانداردهای جهانی فاصله بسیار دارد.
به علاوه بودجه وزارت آموزش و پرورش طی 15 سال گذشته همواره با کسری مواجه بوده است. به گفتهی فرشیدی وزیر سابق آموزش و پرورش «در کشور ما مهمترین مشکل آموزش و پرورش طی 14 سال گذشته کسری بودجه است که به طور متوسط 2/27 درصد بوده است.»1
با ارایه بودجه سال 88 به مجلس شورای اسلامی توسط دولت ترس از کسری بودجهی آموزش و پرورش در سال 88 بسیاری از نمایندگان، کارشناسان و معلمان را نگران کرد. بر اساس شنیدهها بودجهی آموزش و پرورش در سال 88، 9300 میلیارد تومان پیشنهاد گردیده است. اگر این بودجه در مجلس تصویب شود این وزارتخانه در سال 88 حدود 8000 میلیارد تومان کسری بودجه خواهد داشت. بودجهی وزارت آموزش و پرورش در سال 87 حدود 8300 میلیارد تومان بود. این وزارتخانه بر اساس اعلام مراجع قانونی در سال 87، با 6700 میلیارد تومان کسری بودجه در رأس سایر وزارتخانهها و نهادها قرار داشت.
چرا وزارت آموزش و پرورش طی 15 سال گذشته همواره با کسری بودجه مواجه بوده است؟
مصاحبه پیرامون وقایع روز چهارشنبه یازدهم دی ماه
اکبری: من فکر میکنم که در شرایط فعلی هیچ ارادهای برای اجرای قانون و حرکت در مسیر قانون توسط دولت نهم وجود ندارد. بسیاری از سیاستهایی را که دولت نهم به اجرا میگذارد، آن گونه که کارشناسان هم میگویند، خلاف مسیر قانون است و دولت چندان خودش را ملزم به رعایت قانون نمیبیند. به همین علت هم رفتارهایی را که در برخورد با تشکلهای مدنی از آن میبینیم، خیلی نمیشود تحلیل قانونی برایش ارائه داد و آن را پیشبینی کرد.
دویچهوله: آقای اکبری به نظر شما اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری چه کمکی میتواند به تغییر وضعیت معلمان در شرایط فعلی بکند؟
اکبری: من فکر میکنم گام خوبیست به سمت جلو. برای این که در قانون مدیریت خدمات کشوری همهی دریافتهای کارمندان دولت روی فیش حقوقی آنها میآید. امروزه ما شاهد یک تبعیض بسیار بسیار جدی در پرداخت حقوق کارکنان دولت هستیم. مشکلی که در نظام اداری ایران وجود دارد این است که وزارتخانههایی که از قدرت چانهزنی بیشتر در دولت برخوردار هستند، کارکنانشان از حقوق ویژهیی هم برخوردار هستند و علاوه بر دریافت مبالغی در فیش حقوقی خودشان، دارای دریافتهای خارج از فیش حقوقی و مقررات هستند و اصطلاحا نظامهای پرداخت ویژه دارند. در قانون مدیریت خدمات کشوری تا حد زیادی این پرداختها کاسته شده و در یکجا جمع شده و بخشی از این تبعیضها رفع شده است. فعلا برای این که ما یک اعتماد به نفسی به جامعه معلمان بدهیم و برای این که حرکت معلمان در سال ۸۵ اندک اثری گذاشته باشد، در این مرحله خواستار اجرای بی قید و شرط و بیکم وکاست قانون مدیریت خدمات کشوری هستیم. به همانشکلی که مجلس شورای اسلامی آن را تصویب کرده است.
حکم دادگاه تجدید نظر
باسمه تعالی
بتاریخ: 9/4/87 شماره دادنامه: 506 کلاسه پرونده: 86/17/1387
مرجع رسیدگی شعبه 17 دادگاه تجدید نظر استان تهران
تجدید نظر خوانده: گزارش
تجدید نظر خواسته: دادنامه شماره 1750 مورخ 7/7/86 صادره از شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران
گردشکار – دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رای مینماید.
« رأی دادگاه »
در خصوص تجدید نظر خواهی آقای نوراله اکبری بین کلائی نسبت به دادنامه شماره 1750 مورخ 7/7/86 صادره از شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران که به موجب آن و نسبت به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور به تحمل پنج سال حبس تعلیقی محکوم گردیده است توجهاً بمندرجات پرونده چون از ناحیه تجدیدنظرخواه ایراد و یا اعتراض مؤثری که موجبات نقض دادنامه موصوف را فراهم نماید ابراز و یا عنوان نگردیده و تجدیدنظرخواهی نیز با هیچیک از موارد مندرج در ماده 240 آئین دادرسی در امور کیفری منطبق نمیباشد علیهذا دادگاه اعتراض را مردود دانسته مستنداً به بند الف ماده 257 قانون آئین دادرسی در امور کیفری دادنامه معترض عنه را تأیید مینماید. این رأی قطعی است.
مستشار شعبه 17 دادگاه تجدید نظر استان تهران
امیر خانی حسینی
به نام فرهنگیان به کام مدیران
این نوشته با عنوان "به نام فرهنگیان به کام مدیران" در روزنامه کارگزاران پنج شنبه ۳۰ آبان به چاپ رسید. اینک جهت اطلاع و اظهار نظر شما عزیزان تقدیم می گردد.
توزیع سود یا زیان
بر اساس گزارش هیأت مدیره شرکت در مجمع عمومی عادی سال 87 در تاریخ 24/5/87 ، این شرکت دارای 169792 عضو است که هر فرد به طور میانگین سهمی معادل 329/13 تومان میباشد و سرمایهی این شرکت با توجه به حق عضویت به بیش از 2 میلیارد تومان میرسد.
این سرمایه به علاوهی داراییهای ثابت شرکت که بالغ بر 28 میلیارد تومان میشود این انتظار را پدید میآورد که شرکت سود قابل توجهی را نصیب اعضاء نماید.
اما شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان در پایان سال 86 تنها 18 میلیون تومان سود نصیب اعضاء نموده است. با یک حساب سرانگشتی میتوان پی برد که سهم هر عضو از این سود مبلغی حدود 100 تومان بوده است!!!
پرسش این است که چرا با این همه شعبه در مناطق بسیار خوب شهر تهران و دارا بودن سرمایهی قابل توجه، این شرکت چنین عملکردی داشته است؟
نگاهی به تراز مالی سال 86 نشان میدهد که تعاونی مصرف فرهنگیان تهران بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان در سال 86 پرداخت حقوق داشته است. همچنین در ترازنامهی این شرکت آمده که در سال 86 مبلغی معادل ده میلیارد تومان وام کمبهره دریافت نموده است.
عملکرد مالی فوق به خوبی بیانگر این واقعیت است که این شرکت از مدیریت ناکارآمد و بدون طرح و برنامه رنج میبرد. این عملکرد سبب شده است تا اعضاء شرکت در مجمع عمومی عادی مورخ 24/5/87 به گزارش هیأت مدیره و تراز مالی رأی منفی دهند.
نهادهای مدنی بستر تحقق دموکراسی
این نوشته در پاسخ به مطلب شیرزاد عبدالهی با عنوان "نقدی بر مقاله عضو کانون صنفی معلمان به مناسبت روز جهانی معلم"(روزنامه اعتماد: پنج شنبه ۲ آبان) به شکلی ناقص و خیلی خلاصه در روزنامه اعتماد چهارشنبه ۱۵ آبان به چاپ رسید.
پنجشنبه 2 آبان 1387 مقالهای با عنوان «نقدی بر مقالهی عضو کانون صنفی به مناسبت روز جهانی معلم» از شیرزاد عبدالهی در روزنامه اعتماد به چاپ رسید که بر خلاف عنوان آن کمتر به نقد مقاله پرداخته بود.
این مقاله متضمن اطلاعات غلط و اتهامات بیپایه و اساس فراوانی از قبیل: تقسیمبندی کانون به طیف سیاسی و صنفی، ورود هیئت مدیره کانون به فعالیتهای سیاسی و اقتصادی، پذیرش اشتباهات توسط طیف سیاسی، افزایش تحرکات سیاسی و فعالیت های اقتصادی، مصادره اعتراضات معلمان به سود چهره آرایی خود، افزودن اعتبار خویش با پرداخت هزینه، بی اطلاعی از محتوای قانون مدیریت خدمات کشوری، نداشتن راهبرد مشخص برای پی گیری مشکلات صنفی، هزینه کردن اعتبار کانون در حوزه سیاست و ... است.
چون این بخش از مقاله ی ایشان در ارتباط با کانون صنفی معلمان است این تشکل می تواند از طریق دبیر کل یا سخنگوی خود به پاسخ گویی و روشنگری برآید.
یک) مقالهی «در جستجوی مدنیت برای آموزش و پرورش» که 14 مهر 1387 در روزنامه اعتماد به چاپ رسید، مواضع شخصی نگارنده است و پر واضح است که مواضع کانون صنفی معلمان از طریق دبیر کل یا سخنگوی آن به اطلاع عموم خواهد رسید.
بنابراین تعمیم نظرات شخصی یک عضو کانون به آن، تغافلی است که به نظر می رسد تنها برای رسیدن به هدف با استفاده از هر وسیله ای قابل توجیه باشد.
تجربه اصلاحطلبی صد سال اخیر ایرانیان به خوبی بیانگر این موضوع است که مسیر اصلاحات در ایران از درون اجتماع میگذرد. چانهزنیهای شیوخ در بالای هرم قدرت حاصل چندانی برای ایرانیان نداشته است. امروز ضرورت استوار کردن پایههای قدرت سیاسی در اجتماع بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. برای آنکه جامعه بتواند به حقوق اساسی خود دست یابد ابتدا باید به صورت گروههایی با اهداف مشخص سازماندهی شوند. آنگاه دولت چارهای جز پاسخگویی به خواست نهادهای مدنی برآمده از جنبش اجتماعی نخواهد داشت.
با توجه به تجربه کشورهای دموکراتیک و وضعیت کنونی ایران به نظر میرسد یک جنبش اجتماعی برآمده از نهادهای مدنی بتواند گامی مؤثر در تحقق دموکراسی بردارد.
بنابراین حضور نهادهای مدنی در حوزهی سیاست با رویکرد بالا با اهداف و ساختار آنها مغایرت ندارد.
در پایان یادآور میشوم که آنچه موجب سوء تفاهم میشود تنها گفتار شفاهی نیست. مطلقانگاری اندیشهها و عقاید نزد صاحب آن سبب میشود فرد بپندارد آنچه نزد خود دارد نیک و حق مطلق است و هر آنچه دیگران میگویند یا مینویسند در صورت متفاوت بودن با انگارههای او باطل است.
يادگيري براي زندگي
این مطلب روز۲۴ مهر در روزنامه اعتماد چاپ گردید که جهت اطلاع و اظهار نظرشما عزیزان تقدیم می گردد.
نظام آموزشي کشور ما در پرداختن به هر دو شاخه علم (پايه يي و کاربردي) داراي کمبودهاي جدي است. در اين نظام ذهن دانش آموز با مطالب، مفاهيم و تئوري هاي دست چندم، انتزاعي، غيراستدلالي و غالباً ترجمه يي انباشته مي شود که کمتر مجال انديشيدن و پرسيدن را به او مي دهد. از سوي ديگر به علت پيوند نداشتن اين مفاهيم و تئوري ها با زندگي روزمره دانش آموزان (کاربردي نبودن آنها) دانش آموزان انگيزه کمتري براي يادگيري آنها دارند.
روش هاي سنتي و ناکارآمد، نگاه ايدئولوژيک به آموزش، کمبود امکانات آموزشي، بي بهرگي نظام آموزشي از تکنولوژي آموزشي روزآمد، مديريت متمرکز و غيرمشارکتي، وجود معلمان غيرحرفه يي و... سبب مي شود نظام آموزشي ما نتواند دانش آموزان را به محورهاي اساسي يادگيري مورد نظر يونسکو برساند. از همين رو ما با اين پرسش از سوي دانش آموزان خود روبه رو خواهيم بود که يادگيري اين درس ها چه دردي از ما دوا خواهد کرد؟
دلیل های ناتوانی و شکل نگرفتن نهادهای مدنی در آموزش و پرورش ایران
این مطلب با عنوان " در جستجوی مدنیت برای آموزش و پرورش "روز جهانی معلم (۱۴ مهر) در روزنامه اعتماد چاپ گردید که جهت اطلاع و اظهار نظرشما عزیزان تقدیم می گردد.
کلاس درس شبیه آزمایشگاهی است که در آن دیدگاه های شهروندی و رفتارهای یک شهروند مدنی توسط معلمان و دانشآموزان بررسی میشود. این جاست که نقش معلمان به عنوان مربیان شهروندان فردا بیش از هر زمان دیگری اهمیت مییابد. اکنون پرسش این جاست که چه علت هایی سبب میشود نهادهای مدنی در آموزش و پرورش نحیف و کمتوان باشند؟ دلیل های شکل نگرفتن نهادهای مدنی در آموزش و پرورش کدامند؟
-استبداد و ساختار مطلقهی قدرت: روشن است در کشوری که تنها در یک قرن اخیر تلاش رهیدن از بند استبداد و ساختار قدرت مطلقه را داشته است گسترش نهادهای مدنی آسان نباشد. وجود ساختار به شدت متمرکز و متصلّب در آموزش و پرورش که به جای مانده از یک پیشینه ی استبدادی و ساختارمطلقه ی قدرت است سبب میشود نگاه معلمان به هر نهاد مدنی از زاویه تقابل با دولت و حتی حوزهی ستادی آموزش و پرورش باشد و متقابلاً در دید دولت نیز ایجاد هر نهاد مدنی در این حوزه یک تهدید محسوب میشود. به سخن دیگر در نگاه معلم شأن و کارکرد هر نهاد مدنی، صنفی، آموزشی، علمی و فرهنگی در آموزش و پرورش در درجهی اول مقابله با دولت است نه استقلال از آن، که در صورت لزوم میتواند از دولت نیز حمایت کند یا آن را تشکیل دهد.
- نبودن امنیت ،جنگ و آثار ناشی از آن ها یکی دیگر از علت های اصلی شکل نگرفتن نهادهای مدنی در ایران به طور عام و در آموزش و پرورش به طور خاص است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شروع بلافاصلهی جنگ تحمیلی، اولویت اصلی همهی ایرانیان حفظ تمامیت ارضی ایران بود. در طول هشت سال جنگ معلمان کمتر فرصت یافتند به مسایل آموزش و پرورش بیندیشند. باید اذعان کرد که یکی از نتیجه های نخستین ملموس وضعیت جنگی و نبودن امنیت جلوگیری از تشکیل نهادهای مدنی است.نبودن امنیت سیاسی ، اجتماعی و شغلی از عوامل اصلی عدم رویکرد افرادبه تشکیل و حضور در نهاهای مدنی است.
نبودن امنیت در جوامع یکی از علت های بارز آسیب رسانی به ساخت ذهنی – روانی مردم و مخّل شکلگیری نهادهای مدنی در طی تاریخ بوده است.
-مانعتراشیها و سنگاندازیهای پی در پی مخالفین نهادهای مدنی: یکی دیگر از علت های شکل نگرفتن نهادهای مدنی در حوزهی آموزش و پرورش تهدیدها و موانعی است که بر سر راه نهادهای مدنی است.صادر نکردن مجوز ، لغو مجوز نهادهای مدنی، احضار، بازداشت، تبعید، اخراج، انفصال از خدمت و مشکلات دیگری که بر سر راه فعالان مدنی وجود دارد سبب میشود که از نگاه همکاران فرهنگی حضور درنهادهای مدنی هم سنگ با پرداخت هزینه های گزاف قلمداد شود و حضور در این نهادها را پر هزینه تلقی نمایند و از این حضور بپرهیزند و حتی به فعالان این حوزهها یشنهاد نمایند که دست از این حضور بردارند و به زندگی خود بپردازند.
گزارش دبیر خانه تشکل های صنفی معلمان وکانون صنفی معلمان ایران از وقایع دو روز اخیر
از ساعت 7 صبح برخی از دوستان در مقابل ایستگاه مترو علم و صنعت حضور پیدا کردند و آماده استقبال از میهمانانی که خود را به ایستگاه مترو می رساندند شدند. از همان ابتدا حضور نیروهای انتظامی و امنیتی کاملاً مشهود بود.
این نیروها با انسجام کامل ، جمعیت زیاد ، شکل ها و قیافه های گوناگون و عمدتاً موبایل به دست در اطراف بچه های کانون پرسه می زدند و هر حرکتی را تحت کنترل داشتند.
حدود ساعت 30/7 دقیقه ، اولین گروه از مهمانان از پله های مترو بالا آمدند و پس از خوش آمد گویی نمایندگان کانون صنفی معلمان تهران سوار خودروی یکی از دوستان کانون شدند اما هنوز چند قدمی نرفته بودند که در محاصره نیروهای امنیتی و انتظامی قرار گرفتند و بدون هیچ توضیحی به یکی از اماکن نیروی انتظامی و پلیس امنیت منتقل شدند. دومین خودرو نیز که به فاصله 20 دقیقه آماده حرکت شد به محض آماده شدن برای حرکت محاصره شد و به مکان دیگری منتقل شد و به این ترتیب حدود 40 نفر از نمایندگان تشکل های صنفی از شهرهای مختلف دستگیر و بعضاً با برخوردهای بدی که از همان ابتدا با آنان صورت می گرفت راهی اماکن از پیش تعیین شده گشتند. و این در حالی بود که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که بازداشت شدگان را می بردند در برابر پرسش معلمان دستگیر شده که ما را به چه جرمی و طبق کدام قانون دستگیر کرده اید؟ پاسخی نداشتند و یا ادعا می کردند که تجمع شما در مقابل ایستگاه مترو غیر قانونی است و ما به وظیفه قانونی خود عمل می کنیم!!!
سخنی با نمایندگان مجلس دانش¬آموزی
پسران و دختران نماینده
بیش از صد سال از تلاش ایرانیان برای دستیابی به دموکراسی میگذرد. شما بخشی از این تلاش هستید. در جایگاهی قرار گرفتهاید که برای تثبیت آن ملّت ایران هزینههای گزافی پرداخته است تلاش کنید از شأن و مزلت آن به خوبی صیانت کنید. نخواهید که از مجلس شما تنها پوسته و ظاهری بماند. سعی کنید مشی آزادیخواهان، زنان و مردان نیک ایران زمین سرمشقتان باشد. روزهای حضور در این جایگاه را همچون آزمایشگاهی بدانید که در آن به تمرین گفت و گو بدون لکنت زبان و سانسور، شفافیت و صراحت، گرفتن حق و آموزش شهروندی بپردازید.
عزیزان گرامی
امروز برای یادگیری علوم شیوههای کهن جوابگو نسیت. اکنون برای یادگیری نیازمند تکنولوژی جدید آموزشی هستیم. به راستی چند درصد مدارس کشور به آزمایشگاه و تجهیزات آزمایشگاهی مجهز هستند؟ چند درصد از مدارس امکان استفاده از ابزارهای مدرن مثل کامپیوتر، اینترنت و ... را دارند؟ چند درصد مدارس کشور به کتابخانههایی با کتاب هایی با چاپ امروزین آراسته اند؟ چقدر محتوای کتابهای درسی شما با نیازهای امروزینتان مطابقاند؟
آیا زمان آن فرا نرسیده که به جای درخواست حج عمره از رییس دولت برای خویش ، از او و دولت بخواهید که آموزش و پرورش را به سمت استانداردهای جهانی پیش ببرند؟
سروده ای از روشنفکر مسلمان دکتر سروش در ستایش پیامبر اسلام
ملک هشتی سوی مالک می روی بال در بال ملائک می روی
ای شب از چشم سیاهت شرمگین وی نگاهت آبشار آتشین
تا که در چشم تو آویختم از نگاه اهرمن بگریختم
داور ما ، باور ما دین توست جنت موعود ما آئین توست
لغو و بطلان را بدانجا راه ، نه دعوتش را تلخی اکراه ، نه
ای مبارک آن گلیم گل تو را وی خنک آن وصف مزمل تو را
نه ملک بودی نه دلخسته ز خاک ای بشیر ما بشر بودی و پاک
داده تو باده تو دیگر است هستی ما مستی ما زان سر است
نسخه قانون ما عین شفاست مصحف ما مستفاد از مصطفی است
ای شهاب اهرمن سوز قوی آفتابی از چه پنهان می روی
پرده تزویر دیوان را بسوز ظلمت ظلم خدیوان را بسوز
در عتابت صد عنایت مضمر است تلخه ای کن کز شکر شیرین تر است
بین که از کشتی نشینان تنیم همتی ، تا کشتی تن بشکنیم
بین که مسکینیم و در بند شهیم خسرو ما شو که از خسران رهیم
جاهلان سرور شدستند و ز بیم عاقلان سر ها کشیده در گلیم
هین روان کن ای امام المتقین این خیال اندیشگان را تا یقین
بررسی حرکت معلمان : دیروز ، امروز ، فردا
مطلب زیر به مناسبت دوم خرداد در ویژه نامه ای که به همین مناسبت از سوی روزنامه حیات نو منتشر شد چاپ گردید اینک برای اطلاع شما عزیزان و ارسال نظر تقدیم می گردد.
پرده پنجم : معلمان و دوم خرداد
پس از اعلام حضور جناب آقای خاتمی در عرصه ی انتخابات ریاست جمهوری و بیان معارف و اندیشه هایی که تا قبل از آن تنها در حلقه های روشنفکری مطرح می شد ضرورت ترجمه ی این معارف و اندیشه ها را برای توده ی مردم بیش از پیش معلوم گردانید . این کار نیازمند مترجمینی بود که از یک سو زبان روشنفکران را خوب بشناسد و از سوی دیگر با زبان توده ی مردم آشنا باشند . معلمان در ترجمه ی این معارف و اندیشه ها نقشی بی بدیل داشته و دارند . بی شک معلمان در کنار دانشجویان از مهم ترین واسطه ها و حلقه های متصل کننده ی جناب آقای خاتمی و توده ی مردم بودند . گرچه بعدها این واسطه ها مورد کم لطفی و در برخی موارد ناسپاسی قرار گرفتند اما نقش معلمان در جلب آرای مردم و به ویژه دانش آموزان انکار ناشدنی است .
برپایی ستادهای فرهنگیان در شهر های دور و نزدیک و تلاش معلمان برای جلب آرای دانش آموزان و سایر اقشار که از اعتماد بالایی میان آنان برخوردار بودند سبب شد که جناب آقای خاتمی علی رغم خواست جریان محافظه کار به ریاست جمهوری برگزیده شود .
پاشیدن بذر نهادهای مدنی در خاک جامعه ی ایران نیازمند باغبانی سخت کوش و کم توقع بود . معلمان با تشکیل نهادهای صنفی و سیاسی در اولین سال های پس از دوم خرداد ، تلاش نمودند به شعارهای آقای خاتمی عینیت بخشند و از این نهال تازه غرس شده در خاک ایران مراقبت نمایند .
مطالبات انباشته شده ی معلمان ، حاکمیت نگاه خاص بر آموزش و پرورش ، آموزش و پرورش سیاست زده و غیر حرفه ای ، مدیریت به شدت متمرکز و غیر مشارکتی و ده ها مشکل دیگر تحمل این وضعیت را برای بسیاری از معلمان سخت کرده بود . بنا براین نهادهای مدنی نوپا به نمایندگی از معلمان تلاش نمودند تا نقش واسطه و حلقه ی اتصال دهنده ی بین دولت و معلمان را برقرار کنند . متاسفانه این نهاد ها که یک دست شان در دست معلمان بود ، دست دیگرشان رها شد و این تشکل ها ناگزیر شدند برای بیان خواسته های خویش آنان را فریاد کنند و اولین تجمع مدنی ، غیر دولتی و انتقادی در ایران پس از انقلاب در سطحی وسیع توسط معلمان روبروی مجلس شورای اسلامی در سال 80 شکل گرفت . علی رغم برداشته شدن گام های مثبت دولت جناب آقای خاتمی برای بهبود وضعیت آموزش و پرورش به ویژه در دور دوم ریاست جمهوری شان ، عدم همراهی برخی از همکارانشان در دولت ، سیر فزاینده ای انباشت مطالبات معلمان و برخی برخوردهای ناصواب مانند بازداشت برخی فعالان صنفی در سال 83 سبب شد که بسیاری از معلمان از اصلاح طلبان حکومتی دل کنده و مسیر خود را از آنان جدا کرده به عرصه اجتماعی روی آوردند .
گرامی داشت یاد معلم آگاه و روشنگر دکتر علی شریعتی
در میان روشنفکران متهم به دینداری و در میان دینداران منسوب به بی دینی و در ورای این هر دو نیز یک " خارجی مذهب که سر از بیعت و اطاعت اولی الامر پیچیده "
و دیدم که شده ام نوازنده کر و یا نقاش کور و یا دونده ای فلج و به هر حال کسی که تمامی هستی اش عقیده اش بود و معلمی معنی " بودن " او سخن گفتن. دم زدن او و نویسندگی زندگی کردن او و اکنون محروم و من که می خواستم موذن مذهب خویش باشم و حقیقت را قربانی مصلحتی نکنم و در نظام حاکم بر کویر نگنجم و در نظم یکنواخت زبان هم آواز و همساز همه نباشم احساس کردم که " خروسی بی محل " می باشم که شب و نیمه شب بی هنگام نعره برداشته است و طلوع و غروب آفتاب خویش را فریاد می کشد و سنت مرسوم چندین هزار ساله است که خروس بی محل نامیمون است و حلقومش را باید برید.
مجموعه آثار۱۹ .ص۵
دکتر علی شریعتی از زبان دکتر عبدالکریم سروش:
آن بزرگوار ( شریعتی ) واجد سه عنصر دلیری و دردمندی و هنرمندی بود و همین صفات سر توفیق او بود. شریعتی درد دین داشت و از دین شناخت داشت و زیستن مسلمانی در جهان معاصر را طلب می کرد و شجاعت داشت و علاوه بر روشنفکر بودن روشنگر هم بود . او بدون تردید روشنفکر دینی بود . اما روشنفکر دینی زمانه او به دنبال آشتی دادن اسلام با انقلاب بود و روشنفکر دینی زمان ما به دنبال آشتی دادن اسلام با دموکراسی است. آشتی دادن اسلام با دمکراسی هم یعنی نشان دادن راه زیستن مسلمانانه در یک نظام دموکراتیک و تبیین بنیان های نظری این مسئله.
تفاوت های دکتر شریعتی با دکتر سروش از زبان دکتر سروش:
مرحوم شریعتی دین را فربه می کرد ومن دین را لاغر می کنم. فربه کردن دین همان ایدئولوژیک کردن دین بود و بالا بردن انتظار از دین. من اما حقیقتا می کوشم که انتظارات از دین را کمتر کنم . مرحوم شریعتی دین را خیلی دنیایی می کرد و می گفت که دینی که به درد دنیا نخورد به درد آن دنیا هم نمی خورد . من اما گمان می کنم که دین اصلا و اساسا برای اصلاح امر آخرت است و اگر انسان از جهان و حیات پس از مرگ برخوردار نبود دین هم نداشت و خداوند پیامبری برای او نمی فرستاد و اصلی ترین آموزه های دین آدمی را برای زندگی دیگری آماده می کند.
« آخرین پاسخ »
پس از مطالعه مقاله جناب آقای عبدالهی در پاسخگویی به آن مردد بودم. این تردید به جهات متعدد بود. از طرفی از اثرگذاری پاسخ بر ذهن و اندیشهی نگارنده در تردید بودم. چه آنکه قبلاً به بیشتر مطالب مطروحه از سوی ایشان در نوشتههای پیشین پاسخ گفته بودیم و از سوی دیگر با توجه به اولویت مسایل و معضلات آموزش و پرورش ترجیح میدادم که از این فضا برای طرح مطالب دیگری استفاده شود. اما پس از مشورت با تعدادی از دوستان و احتمال برداشت نا صوابِ حق به جانب در صورت سکوت توسط نگارنده مرا بر آن داشت تا آخرین پاسخ را به مطالب مطروحه از سوی ایشان به نگارش درآورم.
نویسنده مقاله مذکور در جائی دیگر از آن مقاله چنین می نویسد: « با وجود گسترده بودن رد صلاحیت ها شورای فعالان صنفی – مدنی در انتخابات شرکت کرد با حزب اعتماد ملی و مشارکت و شاخه ای از اصول گرایان ائتلاف کردند»
در اینجا سئوالی که باید از ایشان پرسید این است که در کدام منطق سیاسی جمع شدن چند نفر از دو تشکل دور هم با یک هدف مشترک و معرفی چند نفر از تشکلهای سیاسی متفاوت به عنوان کاندیدا ائتلاف قلمداد می شود؟
اگر سخن ایشان را بپذیریم باید اینگونه بنویسیم که کانون صنفی معلمان ایران، سازمان معلمان ایران، حزب اعتماد ملی، حزب مشارکت و شاخهای از اصول گرایان با هم ائتلاف کردند.
تاملی در لیست بالا نشان می دهد که با هیچ چسبی نمی توان این تشکل ها را به هم متصل کرد.
گزارش دیدار با فعالان صنفی معلمان استان اصفهان
آقای ابطحی تجربه چند بار بازداشت به مدت 8 روز، 20 روز و 3 روز را در پرونده خود دارد. با انواع جریمه های قضایی و اداری نیز مواجه شده است. حکم بازنشستگی پیش از موعد با کسر یک گروه، تنزل اداری از پست معاونت به تصدی آزمایشگاه و یک سال حبس تعلیقی از احکامی هستند که تا کنون برای ایشان صادر شده است و به مدت 7 ماه است که حقوق دریافت نمی کنند و بیمه درمانی ایشان و همسرشان نیز قطع گردیده است. لازم به ذکر است که نامبرده باید در 5/4/87 برای برگزاری دادگاه خود به دادگاه انقلاب اسلامی تهران مراجعه کند.
در حالیکه جناب آقای ابطحی از شدت احکام صادره برای فعالان صنفی خمینی شهر می گفتند بر خلاف تصورمان سرشار از روحیه، انرژی، نشاط و امید بودند. پس از اندک زمانی چند تن از فعالان صنفی خمینی شهر به جمع ما پیوستند. حرف مان گل انداخته بود و فضای صمیمیت و سادگی آن چنان بود که علی رغم توافق قبلی که جهت صرف نهار برای خانواده جناب آقای ابطحی و همسر محترمشان ایجاد مزاحمت نکنیم نهار را در منزل جناب آقای ابطحی صرف کردیم.
تاریخ شفاهی کانون صنفی معلمان ایران
برای آشنایی با تاریخ شکل گیری - فعالیت - مسایل و حواشی کانون صنفی معلمان ایران بر آن شدم تا با اعضا اولیه و موثر این تشکل مصاحبه هایی را انجام دهم در این راستا اولین مصاحبه را با جناب آقای محمود بهشتی لنگرودی انجام داده و بنا داشتم آن را در این وبلاگ منعکس نمایم اما به پیشنهاد برخی دوستان این مصاحبه را در اختیار سایت کانون صنفی معلمان قرار دادم علاقه مندان می توانند با مراجعه به آدرس زیر این مصاحبه را مطالعه نمایند و با نوشتن نظرات خویش بنده را در انجام مصاحبه های بعدی راهنمایی نمایند . با تشکر از همه شما
مصاحبه مهندس عباس عبدی با سه تن از فعالان صنفی معلمان
عباس عبدی: ضعیف شدن بنیه اقتصادی مختص معلمان نبود بلكه تمام كارمندان شاهد چنین وضعیتی بودند شاید فقط شدت آن در معلمان بیشتر بود. اما مدیران سطح بالا در كشور اغلب از معلمان بودند. از اینرو چگونه بود كه این بیتفاوتی به آموزش و پرورش بیشتر بود؟
نورالله اكبری: ریشه مشكلات و عدم توجه به نگاه مسوولان به پس از انقلاب برمیگردد. زمانی برخی مطرح كردند كه تنها راه ما توسعه علمی است. اما متاسفانه اگر به دقت نگاه كنیم میبینیم كه در طول 30 سال پس از انقلاب غیر از برنامه چهارم توسعه و چشمانداز 20ساله كه دانایی محور اعلام شده است، چندان به توسعه علمی توجه نشده است. برخورد با دانشجویان و استادان دانشگاه نیز نشان میدهد كه هرگز برنامه كشور، توسعه علمی نبوده است.
در پروسه توسعه علمی باید برای حاملان آن اندك امنیت شغلی ایجاد كرد. البته در ابتدا بخشی از این مشكلات ناشی از جنگ بود. اما نگاه دولت پس از جنگ نیز توسعه علم محور نبود. دولت خاتمی هم توسعه سیاسی را محور برنامههایش قرار داده بود. حتی این توسعه نیز چندان بر بنیان علمی استوار نبود. در این راستا معلمان نیاز به یك توافق حداكثری برای آغاز حركت خود داشتند. این توافق در ابتدا میتوانست در رابطه با مشكلات و نارساییهای اقتصادی حاصل شود. اما معلمان در این نیاز اولیه متوقف نخواهند شد. بهطوری كه اكنون به مسائل دیگری نیز توجه میشود. به عنوان مثال فربهی سازمان و عدم چالاكی آن و تمركز بر امور سطح پایین هم وجود دارد. اكنون معلمان با این مسئله دست به گریبان هستند. این مسئله را در دولت فعلی هم شاهد هستیم كه به عنوان مثال بسیاری از مدیران سازمان سابقههای غیرآموزشی دارند. از سوی دیگر میتوان این مشكلات را در مباحث علوم انسانی و مفاد درسی هم مشاهده كرد. چون معلمان هیچ نقشی در محتوای كتابها ندارند از اینرو برای آنان مسئلهای ناخوشایند تلقی میشود و میتواند به عنوان یكی از مطالبات آنها مطرح شود.
این مسئله ریشه در یك نگاه تاریخی هم دارد. بسیاری از مخالفان رشدیه هم امروز وجود دارند اما مدرنتر شدهاند. آنها دیگر با چماق، تخته و نیمكت را نمیشكنند بلكه به نحو دیگری عمل میكنند. همچنین بحث ایدئولوژیك در آموزش و پرورش هم از جمله مشكلات عمده است.
محمد داوری آزاد شد
" محمد داوري " عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران شامگاه روز پنج شنبه حدود ساعت 21 با قيد كفالت آزاد شد .
ايشان روز چهارشنبه حدود ساعت 30/13 بعد از خروج از مدرسه توسط نيروهاي امنيتي پايگاه هشتم دستگير شد و به مقر پايگاه در خيابان 12 فروردين منتقل و مورد بازجويي قرار گرفت . در همان شب قاضي كشيك دادسرا حتي بدون گفتگو و شنيدن اظهارات متهم قرار بازداشت و تفتيش منزل را صادر كرد .
همان شب منزل مورد بازرسي كامل قرار گرفت و روز پنج شنبه قاضي كشيك ديگري حكم آزادي وي را صادر نمود .
به نظر مي رسد علت دستگيري آقاي " داوري " چاپ و توزيع نشريه " سخن معلم " ارگان سازمان معلمان ايران بوده است .
لازم به ذكر است " محمد داوري " بدون آنكه جرمشان ثابت شود مانند مجرمين سابقه دار و كيفري با دستبند به دادگاه منتقل شده است و در بازداشتگاه نيز با مجرمين سابقه دار و منكراتي يك جا نگهداري گرديده است .
هزينه هاي انتقال و غذا نيز توسط خود ايشان پرداخت گرديده است .
نكته مهم اين است كه هيچ گونه هماهنگي بين نيروهاي امنيتي و قضايي در اين مورد وجود نداشته است و حتي نيروهاي امنيتي از دستگيري ايشان اظهار بي اطلاعي نموده اند .
دفتر سازمان معلمان ایران مورد تفتیش کامل در همان روز قرار گرفته است و تمام اسناد و نشریات آن توقیف شده است .حتی افرادی که هیچ گونه ارتباطی با سازمان معلمان نداشته اند نیز در آن دفتر دستگیر و بازداشت شده اند .
یک خبر فوری در مور د آقای داوری
آقاي " محمد داوري " عضو شوراي مركزي سازمان معلمان ايران دیروز ساعت 30/12 هنگام مراجعت از مدرسه به منزل توسط افرادي ناشناس بازداشت و به نقطه نامعلومي منتقل مي شود .
تلاش ما تا اين لحظه براي كسب خبر از وضعيت ايشان بدون نتيجه مانده است .
از مسئولان انتظار مي رود بر اساس " قانون" و " رعايت حقوق شهروندي " عمل نموده ضمن آنكه در هفته بزرگداشت و نكوداشت " مقام معلم" اينگونه حركات باعث رنجش و واكنش جامعه فهيم فرهنگيان خواهد گرديد.
روز نوشت های مدرسه2
در این هنگام دبیر ادبیات گفت : داستان شما مرا به یاد حکایتی از عبید زاکانی انداخت. و ادامه داد روزی عبید به همراه پسرش از راهی می گذشتند و دیدند مردم جنازه ای را تشییع می کنند پسر از پدر پرسید : اورا به کجا می برند؟
عبید گفت : به جایی که خوردنی ، نوشیدنی ، پوشیدنی و.... نیست.
پسر گفت : برویم که به سوی خانه ی ما می برند.
سرودی برای دکتر خانعلی
تا که یادت بود زنده در میان ما می کند طی رهت هر جوان یا که پیر
خانعلی نام تو زنده باد تا ابد راه تو بی گمان راه ما می شود
گر به دریا روی ای تو رود بیکران اینک این جان ما قطره ای بود بگیر
آخرین درست آن بذل جان خود بشد درسی از زندگی ای شهامتت چو شیر
خانعلی نام تو زنده باد تا ابد برتر از این پیامی مگر می شود
اینک ای قهرمان باعث فخرمان خیز و یاران ببین زنده جاودان
رفتی اما روح تو شادمان عزت و همتت مانده در یادمان
سراینده: ایرج جوادی ( عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران)
صدور 3 سال حبس تعلیقی برای جناب آقای سید محمود باقری عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران
متن حکم صادره :
در خصوص اتهام آقای محمود باقری فرزند ما شاء ا.. دایر بر اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور که با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقاریر صریح متهم در مراحل اولیه و دادسرا و اظهارات متناقض او در دادگاه و اینکه نامبرده با تشکلهای کانون صنفی معلمان و شاخه فرهنگیان حزب مشارکت و سازمان معلمان ایران فعالیت داشته و پس از دستگیری برخی از عناصر فعال صنفی سیاسی فرهنگیان در جریان تجمع غیر قانونی 23/11/85 نامبرده به عنوان عضو هیات مدیره در ایام بازداشت آنان اقدام به فعالیت های گسترده در راستای اطلاع رسانی پیرامون تحرکات اعتراضی نموده و زمینه ی برگزاری نشست 10/1/86 شورای غیر قانونی موسوم به هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور در تهران که منجر به صدور بیانیه ی تحریک آمیز دعوت به تحصن و تجمع فراهم آورده است با توجه به دیگر شواهد و قرائن موجود بزهکاریش محرز است و لذا به استناد ماده ی 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل 3 سال حبس محکوم و با توجه به وضعیت شغلی و رعایت بند ب ماده 25 قانون مجازات اسلامی حبس صادره به مدت 5 سال تعلیق می گردد . اما در خصوص اتهامات دیگرش دائر بر اخلال در نظم عمومی و تمرد مقابل امنیت و فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی با توجه به محتویات پرونده و انکارمتهم و فقد دلیل اثباتی به استناد اصل 37 قانون اساسی رای به برائت صادر می گردد . حکم صادره حضوری و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر تهران است .
« بررسی کارنامه مجلس هفتم در حوزه ی آموزش و پرورش »
به پایان عمر مجلس هفتم نزدیک میشویم، مجلسی که از آغاز شکلگیری حرف و حدیثهای فراوانی پیرامون آن وجود داشته است. رد صلاحیت بیش از 80 نمایندهی مجلس ششم و صدها کاندیدای نمایندگی دیگر، عدم مشارکت برخی از گروههای سیاسی در انتخابات و ... از عمدهترین مباحث سیاسی حول شکلگیری این مجلس بود.
کارنامهی چهارسالهی مجلس هفتم را از دریچههای مختلف میتوان به نظاره نشست آن چه که این مطلب تلاش دارد به آن بپردازد بررسی کارنامه مجلس هفتم در حوزهی آموزش و پرورش است.
پائین بودن حقوق و مزایای معلمان و نارضایتی ناشی از آن، افزایش میزان آمار مردودی دانشآموزان علیرغم صرف هزینههای زیاد دولتی، مدیریت ناکارآمد نیروی انسانی و توزیع نامناسب نیروی انسانی، وجود مدارس فرسوده و استیجاری، دونوبته و در برخی موارد چند نوبته بودن مدارس کشور، پائین بودن سطح بهداشت در مدارس و تغذیه نامناسب دانشآموزان، معضل کنکور و ارتباط آموزش و پرورش با آموزش عالی، وجود مؤسسات اقتصادی زیانده در آموزش و پرورش و ... از عمدهترین مشکلات و معضلات آموزش و پرورش هستند.
روز نوشت های مدرسه
در نوشته هایی با عنوان روز نوشت های مدرسه مطالبی را می خوانید که در دفتر یکی از مدارس دولتی تهران بین دبیران و سایر کادر ، رد وبدل می شود.از بین همه ی مطالبی که در دفتر دبیران مطرح می شود آن هایی را انتخاب کرده ام که فراگیرتر باشد.
روز شنبه است و مدرسه ما دو نوبته و 4 زنگ تفریح، یعنی 4 نوبت برای حرف زدن با هم در ارتباط با موضوعات مختلف.
زنگ تفریح اول سر میز صبحانه ، یکی از همکاران گفت: شنیده اید وزیر آموزش و پرورش از مراجع تقلید در مورد حقوق معلمان در تابستان استفتاء کرده است؟ به این بهانه که معلمان در تابستان بی کارند می گویند گرفتن حقوق توسط آنان اشکال شرعی دارد و می خواهند معلمان را تابستان به مدرسه بیاورند.
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران به مناسبت هفته معلم
ارزیابی عملکرد شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان در انتخابات مجلس هشتم
ارزیابی زیر، نظرات شخصی نگارنده است و به هیچ روی نظرات آن شورای محترم نمیباشد. نظرات شورا توسط دبیر محترم شورا پس از جمعبندی نظرات اعضاء و بحث و تبادل نظر در جلسات شورا به اطلاع عموم خواهد رسید.
این شورا بازیگر جریان اجتماعی - سیاسی بوده است، مانند هر بازیگر دیگر در ایفای نقش خود دارای ضعفها و قوتهایی بوده است. ارزیابی نقاط ضعف و قوت این شورا بر اساس شرایط، امکانات و اهداف باید صورت گیرد. لذا در این نوشته تلاش شده است با توجه به عوامل فوق به ارزیابی عملکرد این شورا بپردازم.
برای آشنایی خوانندگان محترم با شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان و فهم بهتر مطلب طرح پیشینه و روند شکلگیری شورا خالی از فایده نیست.
در طول دو سال گذشته جمعی از فعالان صنفی معلمان به این نتیجه رسیدند که برای به ثمر رسیدن فعالیتهای صنفی نیازمند همگرایی و همافزایی بیشتری بین فعالان صنفی معلمان است. در این راستا طی جلسات متعدد تلاش نمودند این همگرایی و همافزایی را سامان دهند. گروه اولیه تشکیلدهندهی جلسات در سال 85 عبارت بودند از آقایان محمود بهشتی لنگرودی، علیرضا هاشمی، علی پورسلیمان، محمد دلوری، محمدتقی فلاحی و نوراله اکبری. پس از بازداشت 5 عضو این گروه در 23 اسفند 85 فعالیتهای آن به طور موقت تعطیل شد تا اینکه در اواخر شهریور 86 بر آن شدند تا جلسات خود را از سر گیرند. برای شروع فعالیت سازمانیافته در دورهی جدید ذیل نام شورای فعالان صنفی - مدنی معلمان افراد زیر به تدریج به این شورا افزوده شدند. سرکار خانم طاهره نقیئی و آقایان علیاکبر باغانی، سید محمود باقری، محمدرضا رضائی و مرد.
نقدی بر مقاله "شکست سرگیجه آور گرایش سیاسی کانون! نوشته ی شیرزاد عبداللهی"
مشکل دیگری که جناب شیرزاد با آن به شدت گرفتار است عدم توانایی در درک اعتبارات مختلف از یک امر است.به همین دلیل است که بیان می کنند : " تفکيک بين شخصيت حقيقي وحقوقي اعضاي هيات مديره در موضوع واحد انتخابات جنبه عجيب و طنز الود این ماجرابود. نوراله اکبري ومحمود بهشتي شب ها به نام عضو هيات مديره کانون، پيامک تحريم مي فرستادندو روزها به عنوان عضو شوراي صنفي مدني، معلمان را به حضور فعال در انتخابات فرامي خواندند وبه قول ظريفي با يک چشم گريه مي کردند وبا چشم ديگر مي خنديدند.چنين تفکيکي در عالم واقع امکان پذير نيست.تنها در تفکر دوگانه باوري جورج اورول در 1984 چنين تفکيکي عملي وفاقد تناقض است. " جناب شیرزاد و هر شخصی در عالم عین و واقع یک انسان است که می توان از آن اعتبارات مختلفی داشت.جناب شیرزاد می تواند هم دانشجو باشد هم معلم و هم خبرنگار و ....این مفاهیم البته با هم در تضاد نیست.نمی توان گفت چون شیرزاد معلم است نباید کار خبرنگاری نماید یا چون شیرزاد معلم است نباید دانشجو باشد.این اعتبارات البته در زندگی روزمره ما عجین است و همه آن را مشاهده می کنیم.چرا تفکیک میان اعتبارات مختلف غیر عملی است؟جناب شیرزاد البته برای مدعای خود دلیلی ذکر نمی کنند و به نوعی مغالطه روی می آورند برای پرهیز از ارایه دلیل جورج اورول صاحب چنین دیدگاهی می دانند!!(به به !! چه آدم پر خوانی هستند جناب شیرزاد!!) اولین بار در علم اسلام این مشکل اعتبارات مختلف در باب صفات خداوند روی داد ذاتی که قدیم است چه طور می تواند دارای صفات باشد ؟ و عده ای چون معتزله قایل به تعطیل صفات شدند و عدهای مانند فلاسفه گفتند صفات در عالم عین یکی هستند اما از لحاظ مفهومی با هم اختلاف دارند. از این ها بگذریم این تفکیک میان شخصیت حقیقی و حقوقی در کشور امری جا افتاده و متداول است و به خصوص در میان نیروهای سیاسی امری جا افتاده است.نمی دانم چرا این امر برای جناب شیرزاد عجیب و طنز آلود است؟
سال 86 بر معلمان چگونه گذشت؟
معلمان سال ۸۵ را در حالی به پایان رساندند که در اسفند این سال تجمعات با شکوهی را مقابل مجلس شورای اسلامی به نمایش گذاشته بودند . تجمعات با شکوه معلمان برای دفاع از حقوق صنفی خود و در اعتراض به عدم تصویب و اجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ پرداخت ) به بدترین شکل ممکن پاسخ داده شد . ضرب و شتم معلمان و بازداشت جمع کثیری از آنان در ۲۳ اسفند، معلمان کشور را آزرده خاطر کرد.
سال ۸۶ در حالی آغاز شد که جمعی از فعالان صنفی در زندان بودند و خانواده های آنان در کنار سفره های هفت سین جای آنان را خالی می دیدند. ۹ نفر از فعالان صنفی " آقایان : محمود بهشتی لنگرودی، علی رضا هاشمی،علی اکبر باغانی،محمد داوری،محسن کمالی،علی پور سلیمان،کریم قشقاوی،رسول بداغی و نوراله اکبری " روزهای نو سال ۸۶ را در زندان در حالی به سر بردند که معلمان با یاد همکاران زندانی خود در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به تعطیلات نوروزی رفتند و البته برخی دیگر این تعطیلات را بر خود حرام کرده و از رفتن به مسافرت های نوروزی خودداری نمودند تا با خانواده ی زندانیان همدردی کرده باشند.
روزها می گذرند سخت یا راحت . آدم ها می روند و می آیند خوب یا بد . اما ما هم چنان امیدوارانه ایستاده ایم زیرا :
"ما در نوروز نخستین روز خلقت،روز اورمزد،آتش اهورایی (عشق) را در عمق وجدان خویش بر می افروزیم و به پایمردی خیال از صحاری سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه ی - نوروزهایی که در آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا شده است با همه ی زنان و مردانی که یک ملت در در تند باد ریشه بر انداز زمان ها جاودانه می بخشیم و در هجوم این روزگار دشمن کامی که می خواهد ما را با خود بیگانه سازد و خالی از خویش برده رام و طعمه ی زدوده از شخصیت این وارثان زر و زور و تزویر کند در این معیادگاه که همه ی نسل های تاریخ حضور دارند با آنان پیمان می بندیم و امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم. دکتر علی شریعتی "
آقای رئیس دولت ...!
در آخرین روز های اسفند که برای من سر شار از خاطره است شعری از شاعر گرانقدر سید علی صالحی دیدم که با اندکی تغییر (با عرض پوزش فراوان از ایشان) آن را تقدیم شما می نمایم.
سال به سال/هر سال/یک سین ساده / از سفره هفت سین ما کم می شود
چرا...؟/پریا می پرسد
پریا دختر یکی از معلمان همین سرزمین است
سال به سال/ هر سال/ هزار مشق دشوار/ برشب تکلیف و ترانه ما تحمیل می شود
چرا...؟ / چرا نمی گذارند / کسی به هزاران سوال تلنبار شده ی بی پاسخ / پاسخی گوید
پریا می پرسد
پریا دختر یکی از کارگران همین خط واحد است
چرا...؟ /چرا نمی گذارند/ کسی در امتحان دشوار نان و سر پناه و سایه / قبول شود؟
پریا می پرسد
پریا دختر یکی از کارگران نیشکر تلخاب است
سال به سال / هر سال
( بگذار سخن بگویم ! )/واژه ها بی وثیقهآزاد نمی شوند / این کیفر خواست تبانی با ترانه زندگی ست؟
پریا نمی پرسد/ من می گویم / پدر من هم / یکی از کشاوران خسته همین جهان بود
سال به سال / هر سال / صحبت از نفت و چراغ و سپیده دم است / صحبت از سفره گشودن صبح است/ صحبت از علاقه عجیبی / به اسم عدالت است
اما پرده ها تاریک / پدر ها خسته / سفره ها خالی
سال به سال / هر سال
( بگذار سخن بگویم ! )/ بگذار هر چه می خواهد ببارد / ببارد از سنگُ از سیاهی ُ از سکوت / ما نومید
نمی شویم /ما هم چنان
سفره بی سین خانواده خود را / با الفبای تمام عیار عشق می آراییم
این را من نمی گو یم
مادران ما می گویند !
نوروز از دیدگاه آقای بهلولی
ديرينه بودن يك ملت ا ست. نوروز كه ساليان متمادي و روزگاران درازي را ديده و گذرانده وشاهد فراز و فرود هاي بسيا ر مردم اين مرز و بوم بوده است , فراتر از تفاوتهاي قومي , ديني وعقيد تي همه را بر گرد خويش مي نشا ند و با لبخندي بر لبانش همچون حكيمي با وقار و معلمي سالخورده و با صفا , رازما ند گاريش را حكايت و دعوتما ن مي كند به ژرف انديشي و از جزمييت و كوته نگري هشدارمان مي دهد. پنداري نوروز در خطا ب با ماست كه مقتد ر , آرام و با لحني موزون درسي بزرگ از زندگي را ميگوید "چتري باش براي انسانييت"
انسان با انديشيدن به نوروز , كه چگونه در سياه ترين سالهاي اين سرزمين , سبز وزنده باقي مانده است , پايداري , اميد و متانت مي آموزد. در ايام حضورش, حضور او كه كسي را از خويش نمي راند و شمشير و تيغ بر روي كسي نمي كشد و ميان آدميان فرقي نمي گذارد, دلها به هم نزديك مي شود و تيرگي ها به كناري مي رود.
و چه راست و درست گفته اند كه : از كوزه همان تراود كه در اوست.
از سويي نوروز پرمدعا و گزافه گو نيست. مرتبه و جايگاه خود را خوب مي شناسد ودر نسبت با عقل مدرن كه نقاد است و سركش و چندان حرمت نگه نمي دارد , حريم خويش را بخوبي حفظ مي كند.
دمادم پا در كفش خرد نمي كند و رويارويش نمي نشيند و با امر ونهي هايش سد راه رفتنش نمي شود.
در اين سالها ,آيين ها و رسوم بسياري را شاهد بوده است كه در درگيري با خرد ,شكست خورده وخرد شده , از سر ناچاري به موزه ها پناه برده اند.
به نظر , تنها در حفظ حرمت طبيعت است كه گهگاه نهيبي بر عقل مدرن مي زند و به او خط قرمزش را يادآوري مي كند . وچه زيبا و به جا به كمك انسان و خرد
خود بنيادش مي آيد.
اينگونه است كه ايرانيان اين عيد را بزرگ مي دارند و به داشتنش مي نازند و به آوازش مي خوانند.هر سال به وقت ديدنش قلب ها يشان به تپش مي افتد و لحظه ها به شمارش.
چونان بهار, شاد و سر سبز ومانند نوروز پايدار باشيد.