روز نوشت های مدرسه
در نوشته هایی با عنوان روز نوشت های مدرسه مطالبی را می خوانید که در دفتر یکی از مدارس دولتی تهران بین دبیران و سایر کادر ، رد وبدل می شود.از بین همه ی مطالبی که در دفتر دبیران مطرح می شود آن هایی را انتخاب کرده ام که فراگیرتر باشد.
روز شنبه است و مدرسه ما دو نوبته و 4 زنگ تفریح، یعنی 4 نوبت برای حرف زدن با هم در ارتباط با موضوعات مختلف.
زنگ تفریح اول سر میز صبحانه ، یکی از همکاران گفت: شنیده اید وزیر آموزش و پرورش از مراجع تقلید در مورد حقوق معلمان در تابستان استفتاء کرده است؟ به این بهانه که معلمان در تابستان بی کارند می گویند گرفتن حقوق توسط آنان اشکال شرعی دارد و می خواهند معلمان را تابستان به مدرسه بیاورند.
من که قبلا این خبر و شایعه بودن آن را شنیده بودم از همکار اولم پرسیدم:منبع خبر شما کیست؟ در جوابم گفت: همکاران مدرسه ........ گفتند.و گفت و گو در ارتباط با این موضوع ادامه داشت و این پرسش در ذهنم که چرا چنین اخباری بدین سرعت در جامعه ی ما پخش می شود ؟ اگر مانند عده ای از مسئولان گرفتار توهم توطئه نباشیم و خواسته باشیم به این سوال پاسخ گوییم می توانیم دلایل زیر را بیاوریم:
1- متخصیصین رسانه می گویند هرگاه دسترسی به وسایل ارتباط جمعی آزاد محدود شود و نشریات غیر دولتی محدود گردند رسانه ی شایعه قوت می گیرد . در چند سال اخیر که رسانه های غیر دولتی محدود شده اند بازار طنز ، هجو ، فکاهی و اخباری از این دست داغ شده ، انتشار و ارسال آن ها از طریق رسانه های جدید مثل اس ام اس ، اینترنت و ... رونق گرفته است.
2- حاکم شدن دیدگاهی خاص در آموزش و پرورش موجب رونق گرفتن بیشتر چنین اخباری می شود . مدیرانی که بحث جدا سازی کتاب های دختران و پسران را مطرح می کنند ممکن است چنین استفتائاتی را در ذهن بپرورانند که امیدوارم چنین مباد.
زنگ تفریح دوم شد وبحثی جدید شکل گرفت. بحث دو نوبته بودن این مدرسه در سال بعد بود و همکارانی که تمایل دارند مدرسه دو نوبته بماند تا بتوانند ساعات تدریس موظف خود را طی 2 روز هفته به پایان برند و بقیه ایام هفته را به کاری دیگر یا تدریس در مدارس غیر انتفاعی بپردازند .ناگهان سوال یکی از همکاران از همکار دیگر که دستی از دور بر فعالیت های صنفی داشت موضوع بحث را عوض کرد.
همکار سوال شونده در پاسخ به همکار دیگر که در مورد برنامه ی کاری سال آینده از او پرسیده بود گفت:برنامه ی سال آینده ی من مشخص نیست شاید حکم تبعید به من بدهند و تبعید شوم که سایر همکاران با تعجب به او نگاه کردند و سوالاتی که به سوی او سرازیر شد و یکی از همکاران با سابقه گفت:اگر خواستند چنین کاری کنند به ما اطلاع دهید ما بیاییم و مانع کار آنان شویم . دیگری گفت:اگر این ها این کار را بکنند حکم شان شدید تر می شود. و همکاری دیگر از سمت مقابل گفت : اصلا کار صنف معلمان باید عوض شود . باید از دولت بخواهند نظر خود را نسبت به آموزش و پرورش عوض کند اصلا ما در آموزش و پرورش چیزی به نام پرورش واقعی نداریم ، فرهنگ سازی نداریم و ... که یکی دیگر از همکاران به او گفت : شما پیشنهاد دهید چه کار کنند؟ که صدای زنگ کلاس فرصت پاسخگویی را به او نداد.
زنگ تفریح اول نوبت عصر : جهت گیری بیشتر گفت و گوها رفع خستگی پس از برگزاری امتحان میان نوبت دوم بود.
زنگ تفریح دوم پس از 100 دقیقه حضور پیاپی همکاران در دو کلاس بود که آنان را عصبانی نموده بودو گفت و گو ها در این ارتباط جریان داشت که ناگهان مدیر مدرسه وارد شد و یکی از همکاران به ایشان گفت : این وضعیت به نفع دانش آموزان نیست آنان بین دو کلاس با موضوعات درسی مختلف نیاز به استراحت دارند و پیشنهاد کرد که تعداد زنگ های تفریح را افزایش دهند. مدیر مدرسه گفت: معاونان مدرسه با این شیوه مخالفند چون برای آنان سخت است که دانش آموزان را 3 بار به حیاط بفرستند و مراقبت نمایند به ویژه که الان 7 ماه است حق الزحمه ی معاونت نوبت عصر را نگرفته اند و حسابی عصبانی اند.
موضوع بحث قبلی به ناگاه از یاد رفت و ادامه ی گفت و گو در مورد عدم پرداخت حق التدرس معلمان و حق الزحمه مدیران و معاونان ادامه یافت. گفت و گویی که بیشتر به ذکر مصیبت شبیه بود. شرح حال معلمی که تنها 240 هزار تومان در آمد دارد و مستاجر است و حق التدرس خود را چند ماه نگرفته است و...کام همه ی همکاران را تلخ کرده بود و باز این صدای زنگ بود که همه را از فضای ذکر مصایب معلمان به ویژه معلمان حق التدریس خارج می کرد.