مصاحبه مهندس عباس عبدی با سه تن از فعالان صنفی معلمان
عباس عبدی: من به عنوان كسی كه به حركت معلمان نگاه میكنم نمیدانم كه اولویت مطالبات آنها چیست؟ شاید مسائل مدیریتی از جمله اولویتهای شما باشد كه از سطح مدرسه تا سطوح بالاتر میتواند ادامه داشته یا اینكه اساسا اولویتهای دیگری در این رابطه مطرح باشد. البته ممكن است مسائل مالی یا چیز دیگر هم به عنوان اولویت مطالبات شما مطرح باشد. اكنون سوال این است كه از میان این مشكلات، معلمان با چه مسئلهای به طور جدی درگیر هستند و راه تامین آن مطالبه را چه میدانند؟
علیاكبر باغبانی: یكی از عوامل تغییر و تحول فكری و اجتماعی در جامعه ، معلمان هستند. از اینرو جامعه و حاكمیت باید بسیار زودتر به این نتیجه میرسید كه معلمان قشر تاثیرگذاری هستند. به نظر من یكی از مشكلات فرهنگی، اجتماعی و... معلمان هم این بود كه بسیار دیر به آنها توجه شد. اگر زودتر به این نتیجه میرسیدند كه معلمان میتوانند كمك كنند یقینا وضعیت به گونهای دیگر رقم میخورد. از سوی دیگر نگاه سیاستمداران به معلمان نیز اصلا نگاه درستی نبود. حلقهای كه مانند زنجیر همه را به یكدیگر وصل كند در مورد معلمان مفقود بود. قشر معلم لااقل روی 14 میلیون نفر دانشآموز از سطح ابتدایی تا دانشگاه تاثیرگذار هستند. چگونگی گسترش بسیاری از بحرانهای اجتماعی مثل اعتیاد و... به این قشر هم مربوط میشود. پیش از این فریاد میزدیم به خواستههای ما توجه كنید اما كسی توجه نمیكرد. وقتی معلمان متوجه شدند كه نگاه از بالا به آنها ابزاری است و از سوی دیگر كسانی كه در بطن و پایین جامعه هم بودند نگاه نادرستی نسبت به آنها داشتند، روشنفكران نیز نگاهی متناسب با وضعیت به آنها نداشتند از اینرو آنها ناچار شدند خود بهطور مستقیم وارد تحولات شوند. از سوی دیگر دیدیم كه نگاه اصلاحطلبان نیز به معلمان درست نیست. آنها قصد دارند به نوعی با معلمان كنار بیایند. از این جهت قشر معلم شما چاره را در آن دید كه وارد عرصه اجتماعی و مقاومت شود. اما در پاسخ به سوال شما باید بگویم در راستای خواستههای صنفی، نگاهی معیشتی به معلمان داریم. چون این خواسته، خواستهای پایهای است تا مادامی كه دغدغه معیشتی انسانها تامین نشود نمیتوان وارد مسائل دیگر شد. از اینرو توجه به معیشت به عنوان مسئله پایهای است. تا مشكل معیشتی انسانها حل نشود آنها نمیتوانند وارد مسائل دیگر شوند. از اینرو معلمان باید بتوانند به راحتی زندگی خود را اداره كنند. در این راستا معلمان به آموزش دین و آزادی میپردازند. این دو مفهوم اكنون دستخوش تحولات بنیادین شده است. از اینرو ما به مشكلات معلمان ابتدا دیدگاهی معیشتی داریم و برای تحقق این خواستهها به صورت تشكیلاتی نگاه میكنیم. این مسئله در تمام كشور همینطور است. هدف ما دستیابی به معیشت برای یك زندگی استاندارد است.
بعد از آن هم اولویت ما مسائل ارزشی است. ما قصد داریم بگوییم در تحولات سیاسی كشور و انقلاب تاثیر داشتیم اما اكنون فراموش شدهایم. به این سبب قصد داریم بگوییم ما یك میلیون انسان تاثیرگذار بودیم كه اكنون فراموش شدهایم.
علیرضا هاشمی: نگاه ما در رابطه با چرایی حضور در صحنه ناشی از یك نوع بیتوجهی و نادیده گرفتن آموزش و پرورش و معلمان بوده و است. اما در سالهای پس از انقلاب شاهد كاهش قدرت خرید معلمان بودیم. این مسئله در آموزش و پرورش بسیار پررنگتر مطرح شد. در این زمان مسائل ایدئولوژیك و... نیز در آموزش و پرورش بسیار پررنگتر مطرح شد. زمانی معلمان خواستههای خود را به دلیل جنگ و ویرانی كمتر مطرح میكردند. اما پس از جنگ این خواستهها بیشتر مطرح شد. از سوی دیگر مشكلات اقتصادی و پایهای سبب شده بود كه برخی به دنبال كارهای دیگر و پستهای دیگر بروند و برخی از معلمان نیز به دنبال كار دوم غیرآموزشی روی آورند. از سوی دیگر بسیاری از مسوولان دیگر سازمانها نیز زمانی آموزش و پرورش بودند اما هیچگاه تاثیری روی آموزش و پرورش و بالا بردن سطح رفاه آن نگذاشتند. اما پس از دوم خرداد «سازمان معلمان ایران» به دنبال نگاهی كه برخی احزاب و گروهها به نگاه خاتمی داشتند كه توسعه را انسانمحور میدانست، تشكیل شد. هدف آنان هم تاثیرگذاری بود. با شروع این مسئله بروز مسائل دیگری از جمله مسائل مدیریتی، ارزشی و... نیز كمكم مطرح شد. همچنین در دستگاه وزارت آموزش و پرورش مشاهده میشد كه توجهی به تشكلها نمیشود از اینرو یكی از خواستههای آنان این بود كه پست مشاور وزیر در امور تشكلها داشته باشیم یا خواستار تشكیل شورای عالی معلمان شدند. به مرور كه در این زمینه جلوتر آمدیم مسائل دیگری هم مطرح شد تا جایی كه بحث دستمزدها مطرح شد اما امروز این بحث در حال از دست دادن اهمیت خود است. امروز بر اثر فشارهایی كه بر تشكلهای معلمان وارد شده است، اولویت اصلی را حیات تشكلها شكل میدهد. از اینرو هر چند میتوان گفت كه مسائل اقتصادی از بدیهیترین خواستههای معلمان است اما این خواستهها از مسائل اقتصادی آغاز و تا مسائل دیگر تسریع یافت.
عباس عبدی: ضعیف شدن بنیه اقتصادی مختص معلمان نبود بلكه تمام كارمندان شاهد چنین وضعیتی بودند شاید فقط شدت آن در معلمان بیشتر بود. اما مدیران سطح بالا در كشور اغلب از معلمان بودند. از اینرو چگونه بود كه این بیتفاوتی به آموزش و پرورش بیشتر بود؟
نورالله اكبری: ریشه مشكلات و عدم توجه به نگاه مسوولان به پس از انقلاب برمیگردد. زمانی برخی مطرح كردند كه تنها راه ما توسعه علمی است. اما متاسفانه اگر به دقت نگاه كنیم میبینیم كه در طول 30 سال پس از انقلاب غیر از برنامه چهارم توسعه و چشمانداز 20ساله كه دانایی محور اعلام شده است، چندان به توسعه علمی توجه نشده است. برخورد با دانشجویان و استادان دانشگاه نیز نشان میدهد كه هرگز برنامه كشور، توسعه علمی نبوده است.
در پروسه توسعه علمی باید برای حاملان آن اندك امنیت شغلی ایجاد كرد. البته در ابتدا بخشی از این مشكلات ناشی از جنگ بود. اما نگاه دولت پس از جنگ نیز توسعه علم محور نبود. دولت خاتمی هم توسعه سیاسی را محور برنامههایش قرار داده بود. حتی این توسعه نیز چندان بر بنیان علمی استوار نبود. در این راستا معلمان نیاز به یك توافق حداكثری برای آغاز حركت خود داشتند. این توافق در ابتدا میتوانست در رابطه با مشكلات و نارساییهای اقتصادی حاصل شود. اما معلمان در این نیاز اولیه متوقف نخواهند شد. بهطوری كه اكنون به مسائل دیگری نیز توجه میشود. به عنوان مثال فربهی سازمان و عدم چالاكی آن و تمركز بر امور سطح پایین هم وجود دارد. اكنون معلمان با این مسئله دست به گریبان هستند. این مسئله را در دولت فعلی هم شاهد هستیم كه به عنوان مثال بسیاری از مدیران سازمان سابقههای غیرآموزشی دارند. از سوی دیگر میتوان این مشكلات را در مباحث علوم انسانی و مفاد درسی هم مشاهده كرد. چون معلمان هیچ نقشی در محتوای كتابها ندارند از اینرو برای آنان مسئلهای ناخوشایند تلقی میشود و میتواند به عنوان یكی از مطالبات آنها مطرح شود.
این مسئله ریشه در یك نگاه تاریخی هم دارد. بسیاری از مخالفان رشدیه هم امروز وجود دارند اما مدرنتر شدهاند. آنها دیگر با چماق، تخته و نیمكت را نمیشكنند بلكه به نحو دیگری عمل میكنند. همچنین بحث ایدئولوژیك در آموزش و پرورش هم از جمله مشكلات عمده است.
عبدالله مومنی: به نظر میرسد در سازمان آموزش و پرورش نگاه خوبی به مدرك علمی و معیارهای علمی وجود ندارد. همچنین جایگاه معلم در این سازمان بسیار سست است و اصلا به این مسئله توجهی نمیشود، ساختار آموزش و پرورش هم مناسب برای تحقق این اولویتها نیست. این مسئله را میتوان ایدئولوژیك قلمداد كرد از این جهت به نظر من جایگاهی كه معلم در این سیستم دارد و نگاهی ابزاری كه به او میشود عدم تكریم او را به دنبال میآورد. این مسائل را میتوان از جمله مشكلات اصلی به حساب آورد البته مشكلات اقتصادی هم اولویت مهمی است. در این سیستم، نظامی منطقی برای ارزشیابی حقوقی وجود ندارد.
علیاكبر باغانی: معلم در جایگاهی قرار دارد كه همه جامعه به او مینگرند. فقر ظاهری معلم هم بسیار زود خود را نشان میدهد. معلم نیاز بیشتری برای بیان مطالب و براساس اولویتهای روز حركت كردن دارد. وقتی مسوولان چنین نگاهی به ما ندارند، حل كردن قضیه كمی مشكل خواهد شد. از اینرو از جمله خواستههای ما میتوان به استانداردسازی مدارس اشاره كرد. اگر این مشكل مرتفع شود تا حد زیادی فقر از چهره معلم زدوده خواهد شد. آزمایشگاه، كتابخانه و... در مدارس اغلب خالی است. در این بخش از نظام آموزشی فقر مطلق، حاكم است. همچنین فضای بهداشتی و ورزشی لازم وجود ندارد. این امكانات برای مدارس بسیار حیثیتی هستند و در دنیا رعایت میشود. از اینرو معلمها گمان میكنند كه اگر زیر سایه این فقر، شخصیت آنان نیز گرفته شود دیگر چیزی برای آنها وجود نخواهد داشت. ما به این علت وارد عرصه شدیم.
عباس عبدی: به نظر شما مطالبات مادی معلمان چقدر است؟
نورالله اكبری: بحث این نیست كه معلمان حتما افزایش حقوق میخواهند. معلم به این مسئله فكر میكند كه چرا حقوق یك لیسانسیه مثلا در سازمان مدیریت و برنامهریزی باید دو برابر حقوق یك معلم لیسانسیه باشد. به زبان دیگر هر دستگاهی قدرت چانهزنی بیشتری داشت یك نظام ویژه پرداخت برای خود گرفت. در سال 1383 طبق تحقیقاتی كه كردیم بیش از 16 نظام پرداخت حقوق وجود داشت. ما معلمان هم بر همین اساس گفتیم خواستار یك نظام پرداخت ویژه هستیم. در دولت خاتمی اعلام كردند كه قرار است نظام پرداخت هماهنگ حقوق را اجرا كنند تا اینكه رسیدیم به نقطهای كه اكنون در آن قرار داریم. اكنون بحث ما این نیست كه حقوق بیشتری میخواهیم، بلكه نظر ما این است كه طبق یك نظام هماهنگ كه بر مبنای عدالت است حقوق بگیریم.
عباس عبدی: اما اگر هر طرحی هم تصویب شود نمیآید حقوق كارمندانی را كه اكنون به نسبت شما حقوق بیشتری دریافت میكنند را كاهش دهد. بلكه باید تبعیض از میان بردارد. به نظر شما نرخ رفع تبعیض در مورد معلمان چقدر است؟
نورالله اكبری: اصلا بحث ما این نیست كه 300 هزار تومان به حقوق هر معلم اضافه كنید بحث این است كه این افزایش هم قدرت خرید معلمان را بالا نمیبرد. بلكه ما میگوییم كه هزینههای دیگر مثل بهداشت، مسكن و... را پایین بیاورید و تورم را هم افزایش ندهید. اگر بحث را اینگونه پیش ببریم خواهیم دید كه حقوق پایه بسیاری از كارمندان با یكدیگر تفاوتی نمیكند. اما بسیاری از مزایایی كه آنها میگیرند از حقوق ما هم بسیار بیشتر است.
عباس عبدی: اما یك مسئله دیگر كه به چشم میخورد در مورد تعداد معلمان است. در تمام دنیا هر گروهی كه تعدادشان بیشتر باشد حرفشان هم بیشتر به كرسی مینشیند. اما چرا در ایران جمعیتی كه كمتر هستند بیشتر حرفشان به كرسی مینشیند. اگر به صورت مبنایی به ریشهیابی این مسئله بپردازیم شاید مسئله كمی بیشتر روشن شود. چرا هر چه جمعیت ما بیشتر باشد قدرت چانهزنی كمتری خواهیم داشت؟
علیاكبر باغانی: این درست كه در تمام دنیا هر چه تعداد اعضای یك دسته بیشتر باشند قدرت چانهزنی آنها بیشتر است. اما در ایران قیف وارونه است. در ایران هر چه كمتر باشیم تاثیر بیشتری خواهیم گذاشت چون اندیشمندان ما توجهی به اقشار نمیكنند. اكنون ما دنبال این هستیم كه به ریشهیابی این مسئله بپردازیم. ما اكنون در همین راستا قصد داریم اثبات كنیم كه تحت تاثیر هستیم. قبلا دولت نمیدانست كه ما میتوانیم تاثیرگذار باشیم. ما با این كار خود در پی این هستیم كه سهم خود را در جامعه به اثبات برسانیم. ما به این نتیجه رسیدهایم كه تاثیرگذاری خود را باید به اثبات برسانیم. در ابتدای اعتراضات برخی به ما میگفتند چون شما در لایههای قدرت، لابی ندارید بنابراین این موفقیتی در راستای مطالبات خود به دست نمیآورید ما هم در مقابل گفتیم اصلا ما چیزی اضافهتر نمیخواهیم. همین بودجهای را كه به عنوان حقوق شاغلین در وزارت آموزش و پرورش اختصاص مییابد به ما بدهند نه بیشتر و نه كمتر. در فروردین امسال با نفت بالای یكصد دلار حقوق را با 4روز تاخیر پرداخت كردند. مشكل ما این است.
علیرضا هاشمی: همواره در كشور ما سازماندهیها از بالا انجام شده به همین علت نگاهها ابزاری بود. مثلا اكنون بسیج فرهنگیان 600 هزار عضو دارد. چرا؟ چون یكسری امتیازات را به دنبال خود خواهد آورد.
عباس عبدی: این چه نوع امتیازاتی است؟
افزایش حقوق، اعطای گروه، اعطای درجه، اولویت در انتقالها و... از جمله تاثیرات همین عضویت در بسيج است؟
علیرضا هاشمی: یك دورانی در زمان جنگ اولویت اول ما جنگ بود. در دولت بعدی هم بحثی در رابطه با توجه به خواستههای ما مطرح نشد. در دوران اصلاحات البته حقوق معلمان چندین برابر شد. اما فاصله تبعیض حقوقی معلمان با نمایندگان در حدی بود كه نتوانست پاسخ لازم را به دنبال داشته باشد.
علیاكبر باغانی: ما اكنون به دنبال اعمال حركتهای منطقی هستیم. دهه اول انقلاب دهه جنگ است. دهه دوم دوران سازندگی و استقرار حاكمیت است. دهه سوم كه مصادف با روی كار آمدن آقای خاتمی شد دهه اندیشه و تشكیلاتسازی بود. اكنون ما در آستانه دهه چهارم انقلاب قرار داریم. در این دهه توجه به فرهنگ باید در محوریت قرار گیرد. اكنون معلمان میخواهند به آموزش و فرهنگ بپردازند، اما برخی كه درك درستی ندارند ما را متهم میكنند، اما در این شكی نیست كه همه وارد عرصه فرهنگ شدهایم. از اینرو این دهه، دهه شخصیتسازی نیز خواهد بود.
نورالله اكبری: دكتر عباسپور رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به ما میگفت ما برای هر معلم در بودجه 640 هزار تومان علاوه بر هزینههای دیگر به آموزش و پرورش اختصاص میدهیم. اما اینكه این مبلغ در كجا هزینه میشود ما هم نمیدانیم. در این رابطه به كمیسیون اصل 90 هم شكایت كردیم.
عباس عبدی: بودجه به هر حال براساس حساب و كتاب خرج میشود. به نظر من این مسئله به شكلی نیست كه اساسا نتوان متوجه محل هزینه شدن آن شد.
نورالله اكبری: اعتراضات و پیگیریهای ما به هیچ نتیجهای نرسید. سازمان مدیریت و وزارت آموزش و پرورش اعلام كردند چنین چیزی صحت ندارد. اما طبق اعلام نظر مجلس، بودجه تصویبی برای وزارت آموزش و پرورش فقط برای پرداخت حقوق معلمان و كاركنان این وزارتخانه بهطور متوسط 640 هزار تومان است. اما در راستای سوال قبلی شما كه پرسیدید چرا تعداد زیاد بودن معلمان نتوانست حرف آنان را به كرسی بنشاند باید بگویم كه معلمان هم به مشكلات سایر گروههایی كه مطالباتی دارند دچار هستند. عمده بحث در این رابطه ناظر بر این است كه در كشور ما حركتهای جمعی مبتنی بر نهادهای مدرن شكل نگرفته است.
علیاكبر باغانی: ما در رابطه با مخدوش بودن عدد و رقم شكایت كردیم. سازمان مدیریت و برنامهریزی معتقد بود كه میانگین پرداخت حقوق به معلمان 450 هزار تومان است اما براساس نظر وزارتخانه و محاسبات ما این نرخ 278 هزار تومان بود. مقامات وقتی این سه رقم 640، 450 و 278 هزار تومان را دیدند تعجب كردند. در همین راستا اكنون میبینیم كه وزیر آموزش و پرورش هیچ ملاقاتی نمیدهد. در رابطه با این عدد و رقم بحث فساد اداری هم مطرح است. براساس آمار تعداد شاغلین در وزارتخانه یك میلیون و 80 هزار نفر است و 95 درصد بودجه 7500 میلیارد تومانی وزارتخانه هم برای پرداخت حقوق كاركنان، هزینه میشود. این قضیه باید روشن شود. معادله سختی هم نیست. اكنون تلقی جامعه این است كه معلم دیگر فقیر نباشد. خط فقر در جامعه امروز ما 700 هزار تومان و میانگین حقوق ما 278 هزار تومان است. اكنون خواسته ما اجرای لایحه مدیریت خدمات كشور یا همان نظام پرداخت هماهنگ حقوق، حقالتدریس، همترازی، ارتقا، مدیریت انتخابی، استانداردسازی مدارس و دیگر قوانین مجلس است.
عباس عبدی: شما میتوانید خواستههای خود را با این توان تشكیلاتی به دست آورید؟
علیرضا هاشمی: توازنی بین حركتها و خواستههای ما وجود ندارد...
عباس عبدی: این میتواند مشكل ایجاد كند. طرف مقابل شاید خیلی روی مطالبات مادی شما حساس نباشد. اما گاهی توان برآورده كردن مطالبات مادی را ندارد. اما از این میهراسد كه این مطالبه مادی به مسائل غیرمادی تسری یابد. مسئله اصلی كنش صنفی است كه حاكمیت میترسد به مسائل غیرصنفی منتهی شود. البته این تنها تقصیر معلمان نیست. بلكه كل ساخت سیاسی با چنین مشكلی روبهرو است.
عبدالله مومنی: ساختار آموزشی ما با آموزش و پروش گره خورده است. حتی آموزش عالی هم به شدت به این ساختار وابسته است. به نظر من علت انتقاد به ساختار آموزشی ما دو دلیل عمده است. یكی از این دو دلیل عدم گستردگی لازم تشكیلات معلمان است. به عنوان مثال معلمان ما همین كانون صنفی را تنها در زمان اعتراض میشناسند. تشكیلات معلمان با بدنه اجتماعی خود ارتباط چندانی ندارد. از اینرو فكر میكنم تشكیلات معلمان با ساختار اجتماعی جامعه ارتباط ارگانیكی ندارد. در این شرایط مطالبات معلمان انباشته میشود و در زمان اعتراضات رویكرد سیاسی به خود میگیرد. به نظر من در چنین ساختاری نمیتوان به خواستههای معلمان پاسخ مناسب داد و باید خواستههای معلمان را قدم به قدم مطرح كرد...
علیاكبر باغانی: من این ادعا را قبول ندارم. ما در همه استانها عضو داریم. در هر استان حداقل چند هزار نفر هستند كه در این تشكیلات عضویت دارند. اما فضای بسته سیاسی اجازه كار نمیدهد. هیچ چیزی در اختیار معلمان نیست. امكانات ملی در سطح كشوری نداریم. سوال من این است كه چرا روشنفكران و تاثیرگذاران عرصه فكر و اندیشه به این خواستهها توجهی نكردهاند.
عباس عبدی: اینكه چرا دیگران به این امر نمیپردازند به این دلیل است كه ابتدا باید متولی امامزاده حرمت آن را نگه دارد. به نظر من معلمها هم تعدادشان زیاد است و هم با جمعیت زیادی روبهرو هستند. آنها میتوانند در كلاس به بیان مشكلات خود پرداخته و مردم را با مشكلات خود آشنا كنند. این یك میلیون نفر میتوانند به خواستههای خود جامه عمل بپوشانند. البته یكی از مشكلات آموزش و پرورش هم وابستگی به درآمدهای نفتی است. به نظر من مادامی كه این مسئله حل نشود نمیتوان انتظار تحول در این بخش را داشته باشیم. چرا كه در این شرایط نظام آموزش و پرورش فاقد حداقل رقابت است. به نظر من بهتر آن است كه پول نفت را به سازمانهای منطقهای آموزش و پرورش بدهند.
علیاكبر باغانی: سوال من این است كه چرا روشنفكران از معلمان دفاع نمیكنند؟
عباس عبدی: به نظر من چون شما خودتان از جمله معلمان هستید نمیتوانید چنین درخواستی داشته باشید چرا كه از موضع ضعف تعبیر میشود. اما افراد دیگر میتوانند این كار را انجام دهند. از سوی دیگر آموزش و پرورش در ایران بسیار بسته عمل میكند. تحقیق در مدرسه به اندازه تحقیق در یك پادگان سخت است.
نورالله اكبری: شما اكنون حتی نمیتوانید آمار مردودیها را در طول 3 سال اخیر پیدا كنید.
علیاكبر باغانی: اولین مشكل ما عدم توجه به مجوزهای رسمی و فعالیت قانونمندی است كه مجوز كانون استانها را لغو كردند. آنها اعتقادی به كار تشكیلاتی ندارند. مثلا مجوز كانون كرمانشاه را كاملا لغو كردند. این مشكل برای كانون تهران هم وجود دارد. تا زمانی كه همه معلمان وارد عرصههای صنفی نشوند مشكل ما حل نخواهد شد. مسئله دیگری كه از جمله مشكلات ما تلقی میشود عدماستانداردسازی مدارس است. به نظر من مردم و خانوادهها باید این استانداردسازی را خواستار شوند. در سال آینده تحصیلی استاندارد را برای هر كلاس 33 نفر اعلام كردند. در این صورت بسیاری از معلمان مجبور میشوند بسیار زودتر بازنشسته شده و كلاسهای زیادی منحل میشوند. ما امروز در مدارس، مددكار اجتماعی، پزشك و... نداریم. همچنین به واسطه حضور نیروهای خاص در ردههای پایین خبرچینیهایی از مدارس صورت میگیرد. به بهانه مسائل پرورشی چند هزار نیروی ایدئولوژیك وارد مدارس شدهاند. چند هزار نیروی نهضت سوادآموزی را به وزارت آموزش و پرورش تزریق كردند و... اینها همه از جمله مشكلاتی است كه سطح تاثیرگذاری معلمان را پایین میآورد.
عبدالله مومنی: به نظر من بهترین كار این است ما كمی هم به گفتوگو در میان خود بپردازیم. انتقاد از خود بسیار مهم است. ما هیچ مفهومی از سازماندهی مدرن را در خود نهادینه و سازماندهی نكردهایم. از اینرو هیچ فعالیت مدنی هم كه در خور نام معلم و تشكیلات ما باشد انجام نمیدهیم. در پرداخت چنین هزینههایی بسیار خست به خرج میدهیم. به نظر من این مسئله بسیار مهم است كه ما وقتی در میان خود به گفتوگوی انتقادی نمیپردازیم چگونه انتظار داریم كه وزیر با ما گفتوگو كند.