توانا بود هر که دانا بود
تا کنون اندیشمندان و پژوهشگران فراوانی در مورد علتهای توسعه نیافتگی و پیشرفت نکردن ایران از دیدگاههای گوناگون نظرها و تفسیرهای گوناگون مطرح کردهاند.
اگر توسعه را فرآیند دگرگونی بنیادین باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به منظور آفریدن و سازگار شدن با تواناییهای جدید و بالا بردن سطح کمّی و کیفی تواناییهای آموزشی، اقتصادی، سیاسی و ... بدانیم. رسیدن به چنین جایگاهی، پیش و بیش از همه نیازمند گوناگونی فرهنگی و ارزشی جوامع میباشد.
مطالعات و تجربههای بینالمللی همگی بیانکننده و تاییدکنندهی این نکته است که توسعهی پایدار و همهجانبه الزاماً از بستر نیروی انسانی میگذرد. پیششرط پیروزی، ماندگاری و تداوم هرگونه توسعه و پیشرفتی سرمایهگذاری در توسعهی انسانی به منزله پایه و هستهی اصلی و محوری آن میباشد.
به بیان امروزی، دانش و دانایی، پایه اصلی توسعه و نظام آموزشی گذرگاه رسیدن به دانایی به شمار میآید. با توجه به شتاب تحولات جهان در چند دههی اخیر، اینک جامعه جهانی در حال ورود به مرحلهی جدیدی از توسعه موسوم به «جامعه دانش» و «اقتصاد مبتنی بر دانش» و در یک کلمه توسعهی داناییمحور میباشد. از آنجائیکه در دنیای معاصر، نهاد آموزش و پرورش مسئولیت تربیت نیروی انسانی در جامعه را به عهده دارد توجه اندیشمندان، پژوهشگران، برنامهریزان و دولتها به آن بیش از گذشته جلب شده است. حلقه گم شده عقبماندگی ایران توجه نکردن به نقش آگاهی مبتنی بر خِرَد خودبنیاد، مدارس و دانشگاهها در توسعهی علمی و بالا بردن سطح آگاهی است.
توجه نکردن به نقش اساسی آموزش و پرورش در توسعهی دانایی محور نزد روشنفکران، پژوهشگران و به ویژه دولتمردان در صد سال اخیر آشکارا مشاهده میشود. یکی از مظاهر کمتوجهی به جایگاه و نقش آموزش و پرورش در فرآیند توسعه سهم بسیار پایین آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی است که بر اساس آخرین گزارشهای رسمی به 11/5 درصد میرسد. این سهم با استانداردهای جهانی فاصله بسیار دارد.
به علاوه بودجه وزارت آموزش و پرورش طی 15 سال گذشته همواره با کسری مواجه بوده است. به گفتهی فرشیدی وزیر سابق آموزش و پرورش «در کشور ما مهمترین مشکل آموزش و پرورش طی 14 سال گذشته کسری بودجه است که به طور متوسط 2/27 درصد بوده است.»1
با ارایه بودجه سال 88 به مجلس شورای اسلامی توسط دولت ترس از کسری بودجهی آموزش و پرورش در سال 88 بسیاری از نمایندگان، کارشناسان و معلمان را نگران کرد. بر اساس شنیدهها بودجهی آموزش و پرورش در سال 88، 9300 میلیارد تومان پیشنهاد گردیده است. اگر این بودجه در مجلس تصویب شود این وزارتخانه در سال 88 حدود 8000 میلیارد تومان کسری بودجه خواهد داشت. بودجهی وزارت آموزش و پرورش در سال 87 حدود 8300 میلیارد تومان بود. این وزارتخانه بر اساس اعلام مراجع قانونی در سال 87، با 6700 میلیارد تومان کسری بودجه در رأس سایر وزارتخانهها و نهادها قرار داشت.
چرا وزارت آموزش و پرورش طی 15 سال گذشته همواره با کسری بودجه مواجه بوده است؟
علاوه بر نوع نگاه حاکم بر دولتها که در مقدمه به آن اشاره شد میتوان دلایل زیر را به آن افزود:
عدم شفافیت و پایین بودن دقت برآوردهای بودجهای، عدم تفکیک اعتبارات بر اساس تعهدات موجود و منابع قابل
تصمیمگیری، تداخل اختیارات وزراء و شورای برنامهریزی و توسعه استان در برخی امور بودجهای، نامعلوم بودن اهداف و خروجی هنگام تنظیم بودجه و در نتیجه نامشخص بودن میزان اعتبارات لازم برای دستیابی به هر یک از آنها، نامعین بودن حقوق و صلاحیتهای قوه مقننه (تصویب قوانینی که دارای بار مالی است و حواله دادن تامین بار مالی آن در بودجه سالانه بدون توجه به حجم منابع آزاد و قابل تصمیمگیری در بودجه)، عدم اجرای کامل احکام قانونی که دولت را ملزم به تجدید ساختار میکند (از جمله مواد 135 تا 154 قانون برنامه چهارم توسعه و قانون مدیریت خدمات کشوری)، ابلاغ و اجرای برخی قوانین و مصوبات دارای بار مالی پس از تصویب و ابلاغ بودجه، رشد فزایندهی جمعیت تحت پوشش خدمات آموزشی به ویژه در دهههای اول و دوم سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، افزایش سه برابر نیروی انسانی و دانشآموزان، عدم امکان کاهش تعداد مدارس و کلاسها و در نتیجه نیروی انسانی متناسب با کاهش جمعیت دانشآموزی، ضایعات و اتلاف قابل توجه و بهرهوری پایین منابع مالی به دلیل افت تحصیلی، ناکارآمدی ساختار و شیوههای توزیع دانشآموزان و نیروی انسانی، عدم اجرای احکام قانونی از جمله ماده 144 و بند ج ماده 152 قانون برنامه چهارم توسعه و ماده 16 قانون مدیریت خدمات کشوری.
کسری مزمن بودجهی آموزش و پرورش چه عوارضی را به دنبال دارد؟
کسری بودجه در آموزش و پرورش صدمه شدیدی به اعتبار این وزارتخانه در بین دستگاههای اجرایی دیگر وارد کرده و نظام آموزشی کشور را به چالش کشیده است.
کاهش انگیزهی خدمت در کارکنان آموزش و پرورش، خروج نیروهای کیفی از آموزش و پرورش، تنزل شدید کارایی بیرونی و درونی آموزشی و پرورشی و در نتیجه عدم تحقق اهداف آموزشی، گرایش به قانونگریزی در واحدهای آموزشی، کاهش کیفیت محصول آموزش و پرورش (خروجیهای آموزش و پرورش)، عدم تحقق هدف مورد نظر برای دسترسی به وضعیتهای آموزشی متعادل، افزایش نابرابری در توزیع اعتبارات، تبدیل شدن مدیران آموزشی به مدیران خدماتی و کاهش فعالیتهای کیفیتبخشی و به خصوص پژوهشهای دانشآموزی از جمله پیامدهای عمدهی کسری بودجهی آموزش و پرورش به شمار
میآیند.
دولت نهم با شعار حل مشکلات اقتصادی عموم مردم ایران به ویژه حل مشکلات جامعهی فرهنگیان کار خود را آغاز کرد. اینک در سال پایان کار دولت نهم شاهد کسری بیسابقهی بودجهی وزارت آموزش و پرورش میباشیم. این تنها گوشهای از ناکارآمدی دولت در حوزهی آموزش و پرورش است. این موضوع به همراه ناکارآمدی و عدم ثبات مدیریت، برخورد امنیتی با فعالان صنفی و مدنی و ... در آموزش و پرورش مشکلاتی میباشد که امید است با اندیشهی متفکران و نواندیشان در سایهی وحدت فرهنگیان حل گردند.