يکي از پرسش هايي که همواره معلمان در کلاس هاي درس از سوي دانش آموزان با آن روبه رو هستند اين است که اين درس يا موضوع درسي را چرا بايد بياموزيم؟ اين مطلب چه کاربردي دارد؟
نسل امروز خودآگاه يا ناخودآگاه خواهان کاربردي شدن علوم و بهره بردن از آنها است. و خوب يا بد، چندان با علوم پايه (نظري) همراه نيست و به علوم کاربردي گرايش بيشتري دارد. اين موضوع به ويژه در جامعه هاي موسوم به جهان سومي بيشتر مشاهده مي شود. اين جامعه ها به علت فقر، عقب ماندن از قافله تمدن بشري و احساس تحقير ناشي از برخوردار نبودن از دستاوردهاي مدرنيته علاقه وافري به استفاده از محصولات آن دارند تا هر چه سريع تر عقب ماندگي هاي خود را جبران کنند تا اينکه تلاش کنند صاحب تئوري هايي شوند که اين دستاوردها را به دنبال داشته است. به طور مثال آنها ميل دارند از وسايل برقي استفاده کنند تا تئوري الکتريسيته و فلسفه آن را بياموزند.
گرچه از عوام اين جامعه ها انتظار نمي رود که دنبال يادگيري اين تئوري ها باشند، اما از نظام آموزشي آنها انتظار مي رود اين نظريه ها را به دانش آموزان بياموزند و کاربردي سازند. يکي از دلايل مصرفي بودن کشورهاي جهان سومي نکته مورد اشاره بالاست. «سازمان يونسکو در پنجمين کنفرانس بين المللي خويش چهار محور اساسي براي يادگيري مطرح کرد. چهار محور اساسي يادگيري مورد نظر سازمان يونسکو شامل يادگيري براي دانستن، يادگيري براي انجام دادن، يادگيري براي زندگي و يادگيري براي زندگي مسالمت آميز بوده است.» «که آن را در سه حيطه موسوم به سه H يعني سر (Head)، قلب (Heart) و دست (Hand) تعريف کرده است. سر به منزله پايگاه انديشه، تفکر و عقلانيت، قلب به منزله عشق، مهرباني و ايمان و دست به منزله توانستن و انجام دادن و کسب مهارت هاي زندگي است.»
نظام آموزشي کشور ما در پرداختن به هر دو شاخه علم (پايه يي و کاربردي) داراي کمبودهاي جدي است. در اين نظام ذهن دانش آموز با مطالب، مفاهيم و تئوري هاي دست چندم، انتزاعي، غيراستدلالي و غالباً ترجمه يي انباشته مي شود که کمتر مجال انديشيدن و پرسيدن را به او مي دهد. از سوي ديگر به علت پيوند نداشتن اين مفاهيم و تئوري ها با زندگي روزمره دانش آموزان (کاربردي نبودن آنها) دانش آموزان انگيزه کمتري براي يادگيري آنها دارند.
روش هاي سنتي و ناکارآمد، نگاه ايدئولوژيک به آموزش، کمبود امکانات آموزشي، بي بهرگي نظام آموزشي از تکنولوژي آموزشي روزآمد، مديريت متمرکز و غيرمشارکتي، وجود معلمان غيرحرفه يي و... سبب مي شود نظام آموزشي ما نتواند دانش آموزان را به محورهاي اساسي يادگيري مورد نظر يونسکو برساند. از همين رو ما با اين پرسش از سوي دانش آموزان خود روبه رو خواهيم بود که يادگيري اين درس ها چه دردي از ما دوا خواهد کرد؟
منابع؛--- ------------------------
1- معلمان و چشم انداز آموزش و پرورش در 20 سال آينده، دکتر مهناز لنکراني
2- ويژگي هاي آموزش و پرورش کارآمد، www.aftab.ir
3- آموزش براي زندگي، جان تيلور گاتو ترجمه محسن داودي www.aftab.ir
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 10:18 توسط
|
مطالب این وبلاگ نوشته های شخصی نوراله اکبری و سایر نویسندگان پیرامون آموزش وپرورش است. معلم و عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران . از سال 81 تاکنون عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان هستم نوشتن در مورد آموزش و پرورش از علایق من می باشد در چند سال گذشته با نوشتن مقاله در روزنامه ها شروع کردم برآن شدم نوشتن در فضای مجازی را تجربه کنم امیدوارم با راهنمایی و نقد خوانندگان این وبلاگ به ویژِه همکاران فرهنگی تجربه ی خوبی باشد.