سال 86 بر معلمان چگونه گذشت؟
سال ۸۶ در حالی آغاز شد که جمعی از فعالان صنفی در زندان بودند و خانواده های آنان در کنار سفره های هفت سین جای آنان را خالی می دیدند. ۹ نفر از فعالان صنفی " آقایان : محمود بهشتی لنگرودی، علی رضا هاشمی،علی اکبر باغانی،محمد داوری،محسن کمالی،علی پور سلیمان،کریم قشقاوی،رسول بداغی و نوراله اکبری " روزهای نو سال ۸۶ را در زندان در حالی به سر بردند که معلمان با یاد همکاران زندانی خود در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به تعطیلات نوروزی رفتند و البته برخی دیگر این تعطیلات را بر خود حرام کرده و از رفتن به مسافرت های نوروزی خودداری نمودند تا با خانواده ی زندانیان همدردی کرده باشند.
سرانجام پس از روزهااز تعطیلات نوروزی این فعالان صنفی با قرار وثیقه های چند ده میلیون تومانی آزاد گشتند و این همه در حالی بود که متجاوزان خارجی به خاک میهن با هدایای مسئولان و بدرقه ی رییس دولت نهم آزاد گردیدند و به آغوش خانواده های خود باز گردانده شدند.
گویا فروردین سر سازگاری با معلمان را نداشت و باز، بازداشت عده ای دیگر از فعالان صنفی که حاضر به لغو بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور نبودند و زندان تاوان مقاومت آنان بود . این بار جمعی دیگر از آقایان : علی اکبر باغانی،محمد تقی فلاحی،حمید پوروثوق،علی رضا اکبری - محمد رضا رضایی،سید محمود باقری و علی اصغر منتجبی راهی زندان اوین گردیدند و دانش آموزان از وجود آنان در کلاس درس محروم شدند. فروردین ۸۶ را در حالی به پایان رساندیم که این عزیزان در بند بودند و تلاش برای آزادی آنان ثمری نداشت.
اردیبهشت آمد. ماهی که یادآور شهادت بزرگ مردی است که به تیر جهل و جمود کشته شد. ۱۲ اردیبهشت روز معلم در حالی سپری می شد که عده ای از معلمان در زندان بودند و به تجمع معلمان در سازمان های آموزش و پرورش برای آزادی همکاران خود وقعی گذاشته نشده و فریاد برای آزادی آنان شنیده نشد.
۱۸اردیبهشت روز وفای عهد همکاران با هم بود . روزی که قرار گذاشته بودند برای پی گیری خواسته های خود که این بار آزادی همکاران در بندشان به بقیه خواسته ها افزوده گردیده بود مقابل خانه ملت گرد هم آیند . این بار نیزبا خیل ما مورانی رو به رو شدند که عزم جزم کرده بودند اجازه ی هیچ تجمعی را ندهند و باز ضرب و شتم و باز داشت جمعی دیگر از آقایان : سید مجتبی ابطحی،میر اکبر رییس زاده و سرکار خانم ثریا دارابی و ...
چاره ای نبود سایرین باید پی آزادی آنان می بودند و وثیقه های چند ده میلیون تومانی دیگر فراهم می کردند و یاس و امید واری ُ گریه و لبخند و ...
اردیبهشت تمام شد و خرداد آغاز گشت .ماه امتحان دانش آموزان اما نه،گویا این خرداد ماه امتحان مسئولان نیز بود . خرداد،ماه صدور احکام تبعید،تعلیق،اخراج، کسر حقوق و ... بود مسئولان آموزش و پرورش در آزمون مدیریت و مدارا تجدید شدند.
تیر ، مرداد و شهریور را فعالان صنفی در راه دادگاه انقلاب، دادگاه تخلفات اداری ،دیوان عدالت اداری و ... سپری کردند تا کمک کنند عدالت تحقق یابد صدور احکام حبس تعزیری،تعلیقی،اخراج،تبعید و ... ثمره ی این تلاش بود . پایان شهریور فصل گرفتن کارنامه مسئولان تجدیدی بود آیا مسئولانی که در خرداد تجدید شده بودند در شهریور قبول شدند ؟
اما ماه مهر، ماه مهر ورزی و آغاز سال تحصیلی مصادف بود با ادامه روند دادگاه های بدوی،تجدید نظر و صدور احکام قطعی تبعید،حبس تعلیقی و ...
۱۳مهر ( ۵ اکتبر ) روز جهانی معلم با سکوت اعتراض آمیز معلمان برگزار شد سکوتی که پیامی رساتر از هزار ان فریاد داشت .
آبان، آذر،دی،بهمن و اسفند
روز ها چه زود می گذرند و از پی هم می روند انگار همین دیروز بود که جناب فرشیدی با گرفتن نمره ی ناپلئونی وزیر شد با تک ماده وزیر ماند و سر انجام ترک تحصیل کرد.
گویا همین دیروز بود که رحمتی، مجیری و ... بار سفر بستند و ترک دیار خویش نمودند تا چونان کبوتران منادی مهر و دوستی در دیار دیگر سکنی گزینند اما نه،چه سخت و تحمل ناپذیر گذشت هفته هایی که رحمتی عزیز تصادف کرده و روی تخت بیمارستان بود واقعا سخت گذشت.
روزها می گذرند سخت یا راحت . آدم ها می روند و می آیند خوب یا بد . اما ما هم چنان امیدوارانه ایستاده ایم زیرا :
"ما در نوروز نخستین روز خلقت،روز اورمزد،آتش اهورایی (عشق) را در عمق وجدان خویش بر می افروزیم و به پایمردی خیال از صحاری سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه ی - نوروزهایی که در آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا شده است با همه ی زنان و مردانی که یک ملت در در تند باد ریشه بر انداز زمان ها جاودانه می بخشیم و در هجوم این روزگار دشمن کامی که می خواهد ما را با خود بیگانه سازد و خالی از خویش برده رام و طعمه ی زدوده از شخصیت این وارثان زر و زور و تزویر کند در این معیادگاه که همه ی نسل های تاریخ حضور دارند با آنان پیمان می بندیم و امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم. دکتر علی شریعتی "